تبلیغات
دفتر چهل برگ من - مطالب خرداد 1394
...وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ. الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ
 

شنبه 1394/03/30
ن : برگی از دفتر نظر شما

بر تو توکل می کنم...



...خدایا مرا به حقایق اهل قرب محقق كن،
و به راه و روش اهل جذب ببر،
خدایا به تدبیرت نسبت به من
مرا از تدبیرم،
و به اختیارت از اختیارم بى‏ نیاز گردان،
و مرا به مواضع بیچارگى‏ ام‏ آگاه كن،
خدایا مرا از خوارى نفسم نجات ده،
و از شك شركم پاك كن
و پیش از آنكه وارد قبر شوم، از تو یارى مى‏ جویم،
پس مرا یارى ده،
و بر تو توّكل مى‏كنم،پس مرا وامگذار،
و از تو درخواست مى‏كنم.پس ناامیدم مكن،
و در فضل تو رغبت مى‏ نمایم،پس محرومم مگردان،
و خود را به تو منسوب مى‏كنم،پس دورم مكن،
و در آستانه تو مى‏ ایستم پس مرانم...

(بخشهایی از دعای عرفه)




پنجشنبه 1394/03/28
ن : برگی از دفتر نظر شما

باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی...




الهی!نه من آنم که زفیض نگهت چشم بپوشم

نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی!

در اگر باز نگردد نروم باز به جایی...

پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی!

کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی

باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی...


چهارشنبه 1394/03/27
ن : برگی از دفتر نظر شما

دعای ابوحمزه ثمالی



دانلود فایل صوتی دعای ابوحمزه ثمالی با صدای حاج مهدی سماواتی


چهارشنبه 1394/03/27
ن : برگی از دفتر نظر شما

كه احدى غیر از ترا در آن شریك نگردانیم...



...خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست،

و ما را به شناسائى فضل این ماه،

و بزرگ داشتن حرمت آن،

و خوددارى از آنچه در آن منع كرده‏ اى ملهم ساز،

و به روزه داشتن آن بوسیله نگه داشتن اعضاء از گناهانت،

و بكار بردن آنها به آنچه ترا خشنود سازد، یارى ده.

تا با گوشهاى خود سخن لغوى نشنویم،

و با چشمهامان به طرف لهوى نشتابیم،

و دستهامان را به حرامى نگشائیم،

و گامهامان را در امر ممنوعى پیش نگذاریم،

و تا شكمهامان غیر آنچه حلال ساخته‏ اى در خود جاى ندهد،

و زبانهامان جز به آنچه تو حدیث كرده‏ اى گویا نشود،

و جز در كارى كه به ثواب تو نزدیك سازد زحمت نكشیم،

و جز آنچه از عقاب تو نگاه دارد فرا نگیریم،

آنگاه همه آن اعمال ما را از ریاكاران،

و سمعه سمعه‏ پیشگان بپیراى،

بطورى كه احدى غیر از ترا در آن شریك نگردانیم

و جز تو، در آن، مرادى نداشته باشیم...

(بخشهایی از دعای 44 صحیفه سجادیه)

(التماس دعا و طلب حلالیت از همه مخاطبان وبلاگ)



سه شنبه 1394/03/26
ن : برگی از دفتر نظر شما

دل به دریا زدی ولی ای عشق/ از دل خاک سر برآوردی...



ماهی سرخ عاشق دریا
دست بسته رسیده ای از راه
صدوهفتاد و پنج حسرت را
باخود آورده ای فقط همراه
مادرت ایستاده باحسرت
هرزمان که شهید آوردند
باز در بین تیترهای خبر
هی بخوان که شهید آوردند
بی قرارت شده است و قطره اشک
نمکی روی زخم او شده است
دست هایی که دست بسته تو را
پیش چشم زمانه رو شده است
صدو هفتاد و پنج زنده به گور
گنج هایی که در دل خاکند
صد و هفتاد و پنج ماهی سرخ...

و خبر ها چقدر غمناکند
در دل رود بی قراری بود
اشک مادر همیشه جاری بود
خبر آمد رسیده ای از راه
آخرین موسم بهاری بود

دل به دریا زدی ولی ای عشق
از دل خاک سر برآوردی
 از سفر جز پلاک خونی خود

باخودت چیز دیگر آوردی؟
آمدی و خوش آمدی اما
مادرت بود و چشم هایی تر
جای تو بر زمین نخواهد بود
ماهی سرخ از آسمان چه خبر؟

شعر از: مرضیه فرمانی



سه شنبه 1394/03/26
ن : برگی از دفتر نظر شما

مدرسه ی عشق...



Image result for ‫شهدا‬‎

چهره ای شاد و نورانی داشت. خوب که نگاهش می کردی می توانستی آثار خستگی را در صورتش ببینی. ولی چشمانش تو را بیشتر مجذوب خود می کرد. لباس خاکی، ساده و تمیزی بر تن داشت. هفده ساله نشان می داد.لاغر و باریک اندام بود و در چهره اش مظلومیتی غریب موج می زد. اصلاً به او نمی آمد که مرد جنگ و جبهه باشد؛ اما نگاهش می گفت: «جبهه بزرگ و کوچک نمی شناسد، عشق می شناسد».

به او می گویم: «چرا به مدرسه نرفتی؟». با اخم نگاهم می کند و جواب می دهد: «جبهه خود مدرسه است؛ آن هم مدرسه عشق و ایثار؛ مدرسه ای که انسان کامل پرورش می دهد». بعد لبخندی می زند. لبخندش سراسر معنا بود. سال ها بعد مادرش عکسش را نشانم داد و گفت: در کربلای پنج کربلایی شد...



یکشنبه 1394/03/24
ن : برگی از دفتر نظر شما

مناجات نامه شهید چمران



خدایا! تو به من پوچی لذات زودگذر را آشکار نمودی. ناپایداری روزگار را نشان دادی. لذت مبارزه را چشاندی، ارزش شهادت را آموختی.

خدایا! تو را شکر می‌کنم که از پوچیها و ناپایداریها و خوشیها و قید و بندها آزادم نمودی و مرا در طوفانهای خطرناک حوادث رها کردی و در غوغای حیات در مبارزه با ظلم و کفر غرقم نمودی و مفهوم واقعی حیات را به من فهماندی. فهمیدم که سعادت و حیات درخوشی و آسایش نیست بلکه در درد و رنج و مصیبت و مبارزه با کفر و ظلم و بالاخره شهادت است.

خدایا! تو را شکر می‌کنم که اشک آفریدی که عصاره حیات انسان است آنگاه که در آتش عشق می‌سوزم، یا در شدت درد می‌گدازم یا در شوق زیبایی و ذوق عرفانی آب می‌شوم و سراپای وجودم لطف می‌شود.

خدایا! تو را شکر می‌گویم که غم و دردهای شخصی مرا که کثیف و کشنده بود از من گرفتی و غم و دردهای خدایی دادی که زیبا و متعادل بود.

خدایا! تو را شکر می‌کنم که غم را آفریدی و بندگان مخلص خود را با آتش آن گداختی.خدایا دل غم زده و دردمندم آرزوی آزادی می‌کند و روح پژمرده ام خواهش پرواز دارد.

خدایا! پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گر ساز تا فریب زرق و برق عالم خاکی مرا از یاد تو دورنکند.



پنجشنبه 1394/03/21
ن : برگی از دفتر نظر شما

تو آزادی!



روزی شخصی در کوچه ای می گذشت ناگهان غلامی را دید

از اینکه چشم بر زمین دوخته خوشحال شد

و قصد خریدنش را کرد از او پرسید می توانم تو را به غلامی برگزینم

گفت: آری

گفت: نامت چیست

گفت: هرچه تو بگویی

گفت: از کجا آمده ای

گفت: هر کجا که تو بخواهی

گفت: چه کار می کنی؟

گفت: هر چه تو بگویی

ناگهان صاحب به گریه افتاد و گفت: ما نیز باید برای صاحبمان خدا اینگونه باشیم

و رو به غلام کرد و گفت: تو آزادی




چهارشنبه 1394/03/20
ن : برگی از دفتر نظر شما

دنیای وارونه ی وارونه (2)





 دنیا برای همه مون زیبا و دوست داشتنی میشد اگه بعضی رفتارامون وارونه میشد

مثلا بجای اینکه طبق عادت

ایرادهای دیگرون

رو ببینیم،

نگاه هامون رو به سمت خودمون برگردونیم و

ایرادهای خودمون

رو ببینیم

بیاید چند روز امتحان کنیم تا ببینیم نتیجه ش چی میشه





یکشنبه 1394/03/17
ن : برگی از دفتر نظر شما

سخن دوست!



زمانه ی عجیبی ست!

برخی مردمان، امام گذشته را عاشقند،

نه امام حاضر را،

میدانی چرا؟

امام گذشته را هر گونه که بخواهند تفسیر میکنند،

اما امام حاضر را باید فرمان برند!

و اینگونه کوفیان،

عاشورا را رقم زدند...



شنبه 1394/03/16
ن : برگی از دفتر نظر شما

تحریف امام خمینی (ره)، جدیدترین فاز سناریوی امام‌ زدایی




«آیا شخصیت‌ها را هم می‌شود تحریف کرد؟ بله.  تحریف شخصیت‌ها به این است که ارکان اصلی شخصیت آن انسان بزرگ یا مجهول بماند یا غلط معنا شود یا به‌صورت انحرافی و سطحی معنی شود. همه این‌ها برمی‌گردد به تحریف شخصیت. شخصیتی که الگوست، امام و پیشواست و رفتارش برای نسل‌های بعد از خود او راهنما و رهنمود است. اگر تحریف شود زیان بزرگی به وجود خواهد آمد. ... اگر ملت ایران بخواهد به آن هدف‌ها برسد، بخواهد این راه ادامه دهد، باید راه امام بزرگوار را درست بشناسد، اصول او را درست بشناسد، نگذارد شخصیت امام را تحریف کنند. که تحریف شخصیت امام تحریف راه امام و منحرف کردن مسیر صراط مستقیم ملت ایران است. ... اینجاست که خطر تحریف امام اهمیت می‌یابد. اگر شخصیت امام تحریف شد، بد معرفی شد، غلط معرفی شد، همه‌ی این خطرات بزرگ متوجه ملت ایران خواهد شد. اینجاست که این خطر، خطر تحریف امام، به‌عنوان یک هشدار باید در گوش مسئولان کشور، صاحب‌نظران فکری انقلاب، شاگردان قدیمی امام، کسانی که علاقه به این راه دارند و عموم جوانان، فرزانگان، دانشگاهیان، حوزویان، این خطر باید به چشم همه این‌ها به‌عنوان یک هشدار تلقی شود.» 
(بخشی از بیانات مقام معظم رهبری، 14/3/1394)

خوانش غلط و تحریف‌آمیز از اندیشه‌ها و اصول مکتب امام خمینی (رحمت‌الله علیه) دور جدیدی از پروژه‌ی امام‌زدایی است که با هدف حساسیت سنجی خواص و آحاد مردم نسبت به محکمات انقلاب اسلامی و نیز با هدف ریل‌گذاری سیاسی، از سوی تجدیدنظرطلبان هواخواه لیبرالیسم و عدول کردگان از اندیشه‌های امام عظیم‌الشأن راحل، آغاز گردیده است.
 
این مهم در واقع نقطه‌ی عزیمت سناریوی تغییر نظام ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی (نفی هویت و ساخت حقیقی نظام و جامعه دینی) است که در نهایت می‌تواند استحاله‌ی جامعه و نظام جمهوری اسلامی را رقم بزند.
 
در این نوشتار واکاوی نسبت پروژه‌ی امام‌زدایی و سناریوی تغییر و استحاله‌ی جامعه و نظام مورد اهتمام است و علاوه بر مرور مراحل قبلی پروژه‌ی امام‌زدایی، مرحله‌ی جدید این پروژه نیز موردبررسی قرار می‌گیرد. همچنین ریل‌گذاری برای دولت و اجرایی نمودن سناریوی تغییر و استحاله، تبیین مکتب حضرت امام خمینی (رحمت‌الله علیه) و اصول آن و بایسته‌های مواجهه و مقابله با این سناریو، بخش‌های بعدی این یادداشت خواهد بود که به‌صورت اختصاصی در اندیشکده‌ی برهان منتشرشده است.
 
مرحله‌ی اول پروژه‌ی امام‌زدایی و سناریوی تغییر و استحاله: ...


سه شنبه 1394/03/12
ن : برگی از دفتر نظر شما

اَلسَلامُ عَلَیک یا اَبا صالِحَ المَهدی



از غم دوست در این میکده فریاد کشم

دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم

داد و بی داد که در محفل ما رندی نیست

که برش شکوه برم، داد ز بیداد کشم

شادیم داد ، غمم داد و جفا داد و وفا

باصفا منت آن را که به من داد کشم

عاشم ، عاشق روی تو ، نه چیز دگری

بار هجران و وصالت به دل شاد ،کشم

در غمت ای گل وحشی من ، ای خسرو من

جور مجنون ببرم ، تیشه فرهاد کشم

مُردم از زندگی بی تو که با من هستی

طرفه سرّی است که باید برِ استاد کشم

سال ها می گذرد ، حادثه ها می آید

انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

                                                                                


پنجشنبه 1394/03/7
ن : برگی از دفتر نظر شما

دنیای وارونه ی وارونه (1)





زندگی هامون چه زیبا میشد اگه دنیای وارونه مون، یه چرخ دیگه هم میزد و وارونه میشد

مثلا:
چه خوب بود اگه همه مون با هم یاد میگرفتیم بجای اینکه

 
موقع بیرون رفتن از خونه،
 مدتها جلوی آینه بایستیم و آرایش کنیم و لباسهایی که زیباترمون میکنه رو بپوشیم و عطر بزنیم،

موقع وارد شدن به خونه
،
 این کارها رو انجام بدیم

اون وقت
تازه میفهمیدیم
راه حل خیلی از مشکلات دست جمعیمون
در وارونگیه!


بیاید امتحان کنیم!



چهارشنبه 1394/03/6
ن : برگی از دفتر نظر شما

آزادی کجاست!







شنبه 1394/03/2
ن : برگی از دفتر نظر شما

با صحیفه ی سجادیه



خدایا همانا كه من، به بریدنم از غیر و به پیوستنم به تو، دل را پیراسته‏ ام،
و سراپا بسوى تو رو آورده‏ ام،

و از كسى كه خود به عطاى تو محتاج است روى بر تافته‏ ام.
و دست مسئلت از جانب آنكه خود از فضل تو بى‏ نیاز نیست، گردانده‏ ام.

و دانسته‏ ام كه خواهش محتاج از محتاج دیگر دلیل سفاهت رأى و گمراهى عقل او است.
زیرا چه بسا مردمى را دیده‏ ام اى معبود من كه بوسیله غیر تو عزت طلبیدند و خوار شدند،

و از دیگرى ثروت خواستند و فقیر شدند،
و قصد بلندى كردند و پست گشتند.

پس در اثر مشاهده امثال ایشان پیش بینى آن شخص دور اندیش درست در آمد، كه عبرت گرفتنش او را موفق ساخته بود و آزمایشش او را به راه راست رهبرى كرده بود.

و از این جهت مرجع خواهش من اى مولاى من توئى، نه مسئول دیگر،
و متصدى حاجتم توئى، نه مطلوب دیگر.

پیش از هر مدعوى تو مخصوص به دعاى منى،
در حالتى كه هیچكس در نظر امید من با تو شریك نیست،
و هیچكس در دعاى من با تو برابر نیست


جمعه 1394/03/1
ن : برگی از دفتر نظر شما

السَّلاَمُ عَلَیْك یَا ذُخرَ الحُسین (عَلَیهِ السَلام)



...گیسو به باد می دهی آخر برای چه!؟

از رو کشید هرمژه خنجر برای چه؟

صف بسته اند این همه لشگر برای چه؟

ترسیده است مالک اشتر برای چه؟

 

حیدر مرام، ای یل از پشت بی زره

خورده نگاه تو به نگاه علی گره

 

بخشندگیت، قصه دست و نخیل نیست

کوتاهی من است که دستم دخیل نیست

در خشکسال عاطفه، دستت بخیل نیست

باران بوسه های علی بی دلیل نیست 

 

سینه به سینه تا به ابد عشق رایجی

بین الابوترابی و باب الحوائجی

 

از ذکر تو لبان دعا قند می خورند 

چینی شکسته های شفا بند می خورند

با عشق تو ارامنه پیوند می خورند

در کارو کسب شان به تو سوگند می خورند

 

ماندم چگونه این همه اعجاز می کنی!؟

داری بدون دست، گره باز می کنی!

                                              (شعر از: وحید قاسمی)