تبلیغات
دفتر چهل برگ من - مطالب اسفند 1393
...وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ. الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ
 

جمعه 1393/12/29
ن : برگی از دفتر نظر شما

او با لشکری از شهدا خواهد آمد



جمعه ها یک به یک بی وصالش می گذرند و چه راحت به نبودنش عادت کرده ایم....
یادمان باشد امام زمان (روحی و ارواحنا له الفداء) آمدنی نیست آوردنی است
همه ما برای آمدنش باید کاری کنیم و و به ایشان نشان دهیم که در زمان ظهور پای عهدمان خواهیم بود و معرکه را به بهانه زن و فرزند و اموال و... ترک نخواهیم کرد و الان بهترین زمان برای امتحان پس دادن است
الان جبهه اول مبارزه مستقیم اسلام و کفر در سرزمین مقدس قدس می باشد و باید موضع خودمان را مشخص کنیم
رزمندگان ما در دفاع مقدس راه را به ما نشان دادند و یادمان دادند که راه قدس از خرمشهر می گذرد، آنها راه خرمشهر را هموار کردند و ادامه راه را به ما سپرده اند
و ما باید در عمل نشان دهیم: خرمشهر آمدیم، و سرانجام قدس خواهیم آمد
باید از خودمان حرکتی نشان دهیم و زحمت مهدی زهرا را کم کنیم تا ایشان زودتر بساط حکومت عدل خودشان را به پا کنند و وقت شریف شان زیاد صرف مبارزه نشود....
حال بگو در کدام مسیری
مسیر آزادی قدس شریف یا مسیر به رسمیت شناختن دولت صهیونیستی و دشمن شماره یک اسلام و مهدی؟؟؟؟؟

چه بخواهیم و چه نخواهیم؛
او با لشکری از شهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا خواهد آمــــــــــد
قبل از آمدنشان فکری به حال شرمنده نشدنمان بکنیم
.......... .......... .......... .......... ..........
.......... .......... .......... .......... ..........
والعاقبه للمتقین
اللهم وفقنا لما ترضی به


دوشنبه 1393/12/25
ن : برگی از دفتر نظر شما

بیا کاری کنیم که عید، برای همه عید باشد...



بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم

دوباره روزهای واپسین سال از راه رسید
دوباره عید نزدیک است...
دوباره آدم های اطرافمان، دغدغه هاشان بیش تر از روزهای دیگر سال است


یکی در پی خانه ای بزرگتر
دیگری اتومبیلی گرانتر
آن یکی...
دیگری خیره در ویترین مغازه ی لباس فروشیست و نمتواند انتخاب کند، انتخابی که او را بهترین! کند!
این روزها چقدر دغدغه مندیم ما

دوباره عید نزدیک است...
دوباره آدم های اطرافمان، دغدغه هاشان بیشتر از روزهای دیگر سال است

پدری چشمش خیره در ویترین مغازه ی ارزان فروشیست
و دستش خالی
که کدام ارزانتر است؟
و کدام فرزندش را به دیگری ترجیح دهد؟
کاش میشد لااقل یکی دلش به کفش نو شب عیدش خوش باشد
ولی کدام؟
و چگونه؟
چگونه به خانه رود؟
دست خالی که نمیشود خانه رفت
آخر او پدر است و قهرمان خانه
چشم بچه ها به دست اوست

پسرک سبزه فروش چشمش به دست رهگذران غافل
باید تا امشب تمام سبزه هایش را که با خون دل عمل آورده، بفروشد
باید برای خانه نان ببرد امشب
لباس نو عید خواستن پیشکشش
ده سال دارد اما انگار صدساله است
کمر نازکش زیر بار زندگی خمیده

زن جوان زیبا اما پژمرده
نان آور خانه
این روزها بیشتر کار میکند
عید نزدیک و بازارش گرم است
دیوار خانه های بیشتری را برق می اندازد
دستش چروکیده
مگر چندساله است
بچه ها منتظرند، مادر آید و نان آورد
نانی به قیمت عمر و جوانی
نانی به قیمت تمام زیبایی هایش که زیر بار زندگی دفن شده

دوباره عید نزدیک است...
دوباره آدم های اطرافمان، دغدغه هاشان بیشتر از روزهای دیگر سال است

اما این دغدغه ها کجا و آن یکی ها کجا؟

حالا که دوباره عید نزدیک است
بیا بهتر ببینیم
بیا همه ی آدم ها را ببینیم
بیا کاری کنیم که عید برای همه عید باشد
بیا بهترین شدنمان را، نه در پوشیدن بهترین لباسها، که در یاری کردن آدم های دیگر ببینیم
بیا سبزه های پسرک را قدری گران تر بخریم
بیا به خانه های آدم های دیگر، نان تازه ببریم
بیا برای کودکان پدر، کفشی بخریم
بیا قیمت بیشتری برای چروکیدن دستهای زن جوان بدهیم
بیا...
بیا به یاد آریم، مسلمانیم
و نه، بیا به یاد آریم ، انسانیم
بیا این روزها که عید نزدیک است
این را بخوانیم که:

بنی آدم اعضای یکدیگرند...

بیا کاری کنیم که عید، برای همه عید باشد.



دوشنبه 1393/12/25
ن : برگی از دفتر نظر شما

اسیر خویشتنم



خدایا ! من همانم که گاه خندانم، و گاهی گریان.

گاه شکرگزارم، و گاهی درحال گله کردن.

گاه بنده ی توام، و گاهی بنده ی خویش!

خدای همیشگی ام! من مبتلا به گاه و بی گاههای همواره ام،

بیماری نامتعادل که همیشه به نسخه ی طبیب خویش عمل نمی کند

اسیر خویشتنم؛

و گاه و بی گاههای اسارت گونه ام مرا در برگرفته است...

معبودم!

بندهای گاهها و بی گاههای زندان تنم را... از هم جدا كن!

مرا به آغوش خویش دعوت كن! که تشنه ترینم به آن...

تمام این گاه و بی گاههای مدامم را، ببخش...


جمعه 1393/12/22
ن : برگی از دفتر نظر شما

اصلا بنا نبود ز سرت وا کنی مرا



مجنون شدم که راهی صحرا کنی مرا

گاهی غبار جاده ی لیلا، کنی مرا

کوچک همیشه دور ز لطف بزرگ نیست

قطره شدم که راهی دریا کنی مرا

پیش طبیب آمده‌ام، درد می‌کشم

شاید قرار نیست مداوا کنی مرا

من آمدم که این گره ها وا شود همین!

اصلا بنا نبود ز سرت وا کنی مرا

حالا که فکر آخرتم را نمی­کنم

حق می­دهم که بنده دنیا کنی مرا

من، سالهاست میوه ی خوبی نداده‌ام

وقتش نیامده که شکوفا کنی مرا

آقا برای تو نه ! برای خودم بد است

هر هفته در گناه، تماشا کنی مرا

من گم شدم ؛ تو آینه‌ای گم نمی‌شوی

وقتش شده بیائی و پیدا کنی مرا

این بار با نگاه کریمانه‌ات ببین

شاید غلام خانه زهرا کنی مرا

(شعر از: علی اکبر لطیفیان)



دوشنبه 1393/12/18
ن : برگی از دفتر نظر شما

فرازی از خطبه ی فدکیه



...آگاه باشید مى‏بینم كه به تن‏ آسائى جاودانه دل داده، و كسى را كه سزاوار زمامدارى بود را دور ساخته‏ اید، با راحت‏ طلبى خلوت كرده، و از تنگناى زندگى به فراخناى آن رسیده‏ اید، در اثر آن آنچه را حفظ كرده بودید را از دهان بیرون ریختید، و آنچه را فروبرده بودید را بازگرداندند، پس بدانید اگر شما و هركه در زمین است كافر شوید، خداى بزرگ از همگان بى‏ نیاز و ستوده است. آگاه باشید آنچه گفتم با شناخت كاملم بود، به سستى پدید آمده در اخلاق شما، و بى‏ وفائى و نیرنگ ایجاد شده در قلوب شما، و لیكن اینها جوشش دل اندوهگین، و بیرون ریختن خشم و غضب است، و آنچه قابل تحمّلم نیست، و جوشش سینه‏ ام و بیان دلیل و برهان.
پس خلافت را بگیرید، ولى بدانید كه پشت این شتر خلافت زخم است، و پاى آن سوراخ و تاول‏دار، عار و ننگش باقى و نشان از غضب خدا و ننگ ابدى دارد و به آتش شعله‏ ور خدا كه بر قلبها احاطه مى‏یابد متصل است. آنچه مى‏كنید در برابر چشم بیناى خداوند قرار داشته، و آنانكه ستم كردند به زودى مى‏ دانند كه به كدام بازگشتگاهى بازخواهند گشت، و من دختر كسى هستم كه شما را از عذاب دردناك الهى كه در پیش دارید خبر داد، پس هرچه خواهید بكنید و ما هم كار خود را مى‏كنیم، و شما منتظر بمانید و ما هم در انتظار بسر مى‏بریم...


جمعه 1393/12/15
ن : برگی از دفتر نظر شما

ما چه می فهمیم!




انتظار را باید از مادر شهید گمنام پرسید؟


ما چه می فهمیم !


معنی دلتنگی را ...




جمعه 1393/12/15
ن : برگی از دفتر نظر شما

به چادرت...



سنجاق کرده اند..

حیا را، عفت را، مهربانی را، عشق را، صفا را، ایمان را

و یک عالم چیز دیگر را

به چادرت...




پنجشنبه 1393/12/14
ن : برگی از دفتر نظر شما

چشم اندازی به سیره سیاسی حضرت فاطمه (سلام الله علیها)



مقدمه

بررسی سیره معصومین (علیهم السلام) در راستای حفظ ارزش های اصیل اسلامی از مواردی است که علاوه بر هدایت و نجات انسان ها، نقش قابل تأمّلی را در حفظ آرمان های جامعه مسلمین ایفا می کند.از این رو آن بزرگواران در طول حیات خویش حضور در صحنه را مسؤولیتی مهم از جانب خدای سبحان می دانستند.

با غروب غمبار خورشید فروزان رسالت در 28 صفر سال دهم هجری، سیاهی غصب حق و غبار غربت اندیشه های خردورزان را آزار می داد به گونه ای که کم تر کسی یارای حضور در صحنه اعتقادی و دفاع در عرصه سیاسی را در خود می دید، امّا در این میان بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا(علیهاسلام) برتر از هزاران مرد قدرتمند، بیرق باورهای تابناک آسمانی و علم پیکار با سران ظلم و غصب و غارت را بر دوش گذاشت تا هدایت نبوی و سعادت علوی را پاس بدارد و به گوش آیندگان برساند. زهرای اطهر(علیهاسلام) در برابر جریاناتی که بعد از رحلت رسول مکرّم اسلام به وجود آمد، ساکت ننشست و دست به مبارزه سیاسی زد و با سخنرانی های افشاگرانه به بیان ماهیّت غاصبان خلافت و مصیبت های وارده توسط آن ها پرداخت.

گرچه دوران حیات ریحانه محمدی پس از ارتحال پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) بسیار کوتاه بود، امّا خط مشی سیاسی آن حضرت در طول حیات نشان می دهد که موضع گیری اش معقول ترین و پسندیده ترین روش ممکن بود و هرگونه حرکت و موضع گیری دیگری غیر از آن ممکن بود ضربات جبران ناپذیری بر پیکر اسلام وارد سازد.

در این نوشتار به خطوط برجسته حرکت و موضع گیری سیاسی صدّیقه کبری(علیهاسلام) به عنوان شاخصه های آموزنده اشاره می شود. امید است که مورد توجه و عنایت پویندگان راه رسالت و ولایت قرار گیرد.

اعتراض به سکوت مردم

دختر گرامی رسول خدا(صلی الله غلیه وآله وسلم) می دید که با خروج رهبری از محور خود چه بسا ممکن است امور مهم دیگر نیز دچار این آفت شود و هرگونه ساکت ماندن نوعی مهر تأیید برکارهای ناروا باشد و چه بسا حتی برای همیشه کاری قانونی جلوه داده شود و نشانی بر حقانیت مدّعیان خلافت تلقی گردد.بدین جهت آن حضرت در مواردی مخالفت خود را با اعتراض و انتقاد و شکوه به اثبات رساند.

فرازهایی از خطبه بانوی نمونه اسلام در مسجد مدینه گواهی گویا و شاهد زنده بر اینمطلب است. زهرای اطهر(علیهاسلام) با دلی پرخون از حوادث ناگوار پیش آمده، با زبان شکوه و اعتراض خطاب به انصار فرمودند: «یا معشر النّقیبة و اعضاد الملّة و حصنة الاسلام! ما هذه الغمیزةُ فی حقّی و السّنة عن ظلامتی؟ ای انجمن بزرگان! ای بازوان ملّت! ای حافظان اسلام! این غفلت و سستی در مورد حق من چیست؟ و چرا در برابر دادخواهی من سهل انگاری می کنید؟»

افشای فتنه ها

زهرای مرضیه (علیهاسلام) حکومت علی(علیه السلام) را همان حکومت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) و استمرار نبوت و رسالت می دانست. خانه امیرالمؤمنین(علیه السلام) را مهبط وحی و شخصیت آن حضرت را شخصیتی دانا به امور دنیا و آخرت معرفی می نمود و کنار زدن آن بزرگوار را خسارتی بزرگ و روشن می شمرد. از اقدام های روشنگرانه آن حضرت(علیهاسلام) افشای ماهیت سیاست ستیز با علی(علیه السلام) بود. صدیقه طاهره(علیهاسلام) معتقد بود کسانی که علی (علیه السلام) را از صحنه بیرون کرده اند، از شدّت عمل او در برابر مخالفان دین و قاطعیتش در مقابل دشمنان اسلام و افزون طلبان بیم دارند؛ آنان می دانند علی(علیه السلام) در اجرای عدالت ذره ای کوتاهی نخواهد کرد و در راه تحقق احکام الهی از مرگ نمی هراسد، از این رو او را کنار زدند تا به آسانی به اهداف شخصی و خواسته های نفسانی اشان دست یابند، شاید آن روزها بسیاری از اصحاب و تابعین و کسانی که تازه مسلمان شده بودند نمی توانستند باور کنند دست هایی که علی(علیه السلام) را کنار زده اند از سر هواپرستی چنین ظلمی را مرتکب شده باشند، چون آن ها نیز ظاهراً سال ها در رکاب نبی اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) شمشیر زده و به اسلام گرویده بودند، به علاوه برخی از آنها جزء دانشمندان جامعه به حساب می آمده اند، لذا کسی جرأت نمی کرد به آنان گمان بد برده و آنها را به بی دینی و خیانت متهم نماید. بنابراین مردم دو گروه بودند: یک گروه از ریشه دشمنی و مخالفت با علی(علیه السلام) خبر نداشتند و گروه دیگر شجاعت و شهامت بیان حقایق را نداشتند، ولی حضرت زهرا(علیهاسلام) با کمال شجاعت ماهیت کینه توزانه آنان را افشا کرد و ریشه های فاسد دشمنی با مولای متقیان علی(علیه السلام) را برملا ساخت.

دوست شناسی

آشنایی با عیار محبت و دوستی از سوی حضرت فاطمه(علیهاسلام) زمینه ساز نوسازی باورها و پاک سازی دل و دیده های می گردد.

در سیره آن حضرت سه ویژگی بنیادین در «محبوبیّت» می یابیم: نخست ارتباط خالصانه با آفریدگار، سپس نگرش عاشقانه به رسول خدا و سرانجام رسیدگی به خلق خدا.

به دیگر سخن «خودیّت» و «منیّت» و خودخواهی های انحصار گرانه از رواق اندیشه و عشق دختر گرامی پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) دور بوده و آن حضرت راهی روشن از نور صفا و صداقت و اخلاص پیش روی خویش قرار داده بود.

معیارهای راستینی که در دوستی های انسیّه حورا(علیهاسلام) به چشم می خورد، موجب گردید که روزی از برخی دوستی ها بی زاری جوید و با صراحت و شفّافیّت تمام لب به سخن گشوده و فرمود:

«انّی لا احبُّ الدّنیا؛من دنیای دنیاپرستان را دوست ندارم.»

بانویی که زندگی امروز را فنا و زندگی فردا را بقا می دید، به خوبی از پایداری و پویایی جلوه های مختلف آگاهی داشت و این نگرش خویش را برای همگان بیان فرمود تا درس آموزان و عبرت پذیران بهره ای نصیب خود سازند.

ویژگی های شایسته زهرای بتول(علیهاسلام) در گفتار و رفتار موجب گردید که رسول اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) به عنوان برترین انسان هستی معیار دوستی با خویش رااین گونه بیان فرماید: «من احبّ فاطمة ابنتی فقد احبّنی ؛هر کس فاطمه (علیهاسلام)، دختر مرا دوست داشته باشد، مرا دوست داشته است.» و در صحنه های مختلف، دست، سینه،و سر دختر دلبند خود را می بوسید تا پیروان رسالت و امامت لحظه ای از پیروی فاطمه (علیهاسلام) کوتاهی نکنند و به خوبی آگاه باشند که اعمال، احساس و اندیشه زهرای عزیز مورد قبول پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) خواهد بود. ارزش دوستی اهل بیت(علیهم السلام) صحیفه ای دیگر از کتاب بینش فاطمی است که به گونه ای گویا و پویا برای امروز و هر روز ما به ویژه نسل جدید بیان شده است.

دشمن شناسی

شناخت دشمن و آگاهی از معیارهای دشمنی، اندیشه ای روشن در فراز و فرودهای زندگی فردی و اجتماعی به انسان می بخشد.

صدیقه کبری(علیهاسلام) با سخن آسمانی خود نخستین معیار دشمن شناسی را دشمنی و مخالفت با اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) معرفی می کند و با صراحت بسیار می فرماید: «هر کس با ما دشمنی کند، با خدا ستیز نموده است و آن کسی که با ما مخالفت کند، با پروردگار رو در رو شده است و مخالف ما عذاب دردناک و مجازات شدید الهی در دنیا و آخرت بر او واجب می گردد.»

هرگاه در آیینه سخن و سیره آن حضرت بنگریم به خوبی در می یابیم که ستایش دوستان و نکوهش دشمنان خط پایانی نخواهد داشت. زهرای عزیز با ارائه تدبیری خردمندانه، عرصه ستم ستیزی و میدان مبارزه با دشمن را فراتر از زمان و مکان گسترش داده بود تا نمای افراد از ارزش دوستی های الهی و زشتی دشمنی های شیطانی تا روز رستاخیز آگاهی یابند؛ از این رو در وصیتش به امیر مؤمنان(علیه السلام) فرمود: «اوصیک ان لایشهد احدٌ جنازتی من هؤلاء الذّین ظلمونی و اخذوا حقّی فانّهم عدوّی و عدوّ رسول اللّه و لا تترک ان یصلّی علیّ احد منهم و لا من اتباعهم و ادفنّی فی اللّیل اذا هدئت العیون و نامت الابصار؛ تو را وصیت می کنم هیچ یک از آنان که به من ظلم کردند و حق مرا غصب نمودند، نباید در تشییع جنازه من شرکت کنند، زیرا آن ها دشمن من و دشمن رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) هستند و اجازه مده فردی از آنها و پیروانشان بر من نماز بخوانند و مرا شب دفن کن، آن هنگام که چشم ها آرام گرفته و دیده ها به خواب فرو رفته باشند.»

این وصیت ضربه سهمگینی بر پیکر دشمنان ولایت وارد ساخت؛ ضربه ای که تا قیام قیامت استمرار خواهد داشت و سندی زنده و ماندگار بر محکومیت حکومت خلفا و غیر عادلانه بودن آن از منظر زهرای مرضیه(علیهاسلام) به شمار می آید.

(برای دیدن نسخه کامل مقاله و منابع آن به پایگاه اطلاع رسانی حوزه رجوع فرمایید.)



چهارشنبه 1393/12/13
ن : برگی از دفتر نظر شما

من از کمند تو تا زنده ام نخواهم جست




چقدر خانه نشین بودن کسی سخت است

چه سخت تر که غریبانه دست روی دست .....

 

غریب بود از این بیشتر که در یک شهر

هر آنچه کوچه به تو می رسد شود بن بست

 

تو مانده ای وجهانی که دلخوش از دنیا

که در برابر تو داده اند دست به دست

 

تو رفته ای ومن آرام اشک می ریزم

و هر چه ابر پر از هق هق صدای منست

 

((نگاه من به تو و دیگران به خود مشغول

من از کمند تو تا زنده ام نخواهم جست

 

چنان به موی تو ، آشفته ام به بوی تو مست

که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست))

((شیخ اجل سعدی شیراز))

شعر از: عباس محمدی



سه شنبه 1393/12/12
ن : برگی از دفتر نظر شما

قدری آهسته بیا!





بهار من

امسال
قدری آهسته بیا
سر به زیر و آرام
شرمنده
بی هیاهو
مادرم بیمار است
تازه خواب رفته

مادرم بیمار است
از نامردی
 از نامردمی
 از دورویی

دختر دین
زخمی از دینداران است

قدری آهسته بیا
بی هیاهو
مادرم بیمار است
.
.
.
عید امسال به عیادت مادرم میروم



جمعه 1393/12/8
ن : برگی از دفتر نظر شما

قانون این مرداب را با موج، باطل می‌کند...



شب شد و دریا باز هم رو سوی ساحل می‌کند

سرکش‌ترین امواج را تقدیم این دل می‌کند

در های و هوی کوچه‌ها مردی ز دریا می‌رسد

قانون این مرداب را با موج باطل می‌کند

شمشیر در دستان او، عشق است در چشمان او

در قلب طوفان زاد من آهسته منزل می‌کند

جان مونس تن می‌شود تردید روشن می‌شود

وقتی در این گرد و غبار آیینه نازل می‌کند

در انتظارش مانده‌ام، دل را به دریا داده‌ام

می‌آید و بغض مرا با گریه کامل می‌کند

(شعر  از: فاطمه یاوری)



چهارشنبه 1393/12/6
ن : برگی از دفتر نظر شما

اَلمَرأَةُ رَیحانَةٌ وَ لَیسَت بِقَهرَمانَة...



یکی از دوستان وبلاگ، برای پست قبلی، کامنتی فرستادند که محتوای زیبایی داره،
حیف دیدم در قالب کامنت بمونه و در معرض دید کمتری باشه،
منتقلش کردم به اینجا تا شما هم بخونید..


زن را که میخواهد شیرازه ی عشق باشد
زن را که میخواهد مرکز ثقل محبت در خانواده باشد
زن را که بایدتن لطیفش از دشواریها در امان باشد تا روح قویش تاب تحمل سنگ صبور شدن را داشته باشد
از زیر بال و پر مستحکم و قوام مرد بیرون کشیده اید، تکیه گاه ندارد، پناه ندارد ، زیر چرخ های زندگی لهش کردید

به نام چه؟
حقوق؟
مساوات؟

این بود وعده ی حقوق از دست رفته ای که به زن دادید؟
این بود تمام آنچه عفت و حیا را در ازایش از زن گرفتید؟
از بستر نرم عشق بیرونش کشیدید تا راننده ی  تریلی و اتوبوس بین جاده اش کنید؟

نه راننده نه!
مهندس!!!
مهندس برق!!
مهندس معدن!!
اصلا معلم!

ای زن! قرون وسطی گذشته!! تو دیگر “حقوق مند” !!! شده ای
بدو ! عرق بریز
جان بکن
تمام روز را بدنبال آسایش و حقوق غربی ات! جان بکن
ظهر بیا نهار بپز و خانه تمیز کن
بچه ات که آمد برایت ناز کند بکوب در صورتش!

بگو مگر نمیدانی حقوقم را داده اند خسته ام چه کسی گفته من باید مادری کنم؟
من حقوق مدرن دارم من با بابایت مساوی ام!

شوهرت که آمد
تو خسته تر و درمانده  تر از او با تنی درب و داغان بدون
ذره ای لطافت برایش غذایی بده و بگو عزیزم میدانی که !
من حقوق مندم !

باید بخوابم تاصبح فردا به “حقوق مدرنم” برسم!!
و صبح فردا برای پنهان کردن چهره ی خسته و پژمرده ات
هزاران رنگ و رخسار تصنعی ساخت مالکان و استعمارکنندگانت مصرف کن
تا معلوم نشود این ریحانه ی لطیف چگونه زیر چرخهای زندگی تن به خرد شدن داده
وبرو به سمت حقوقت
حقوق مدرنت
حقوقی که تورا میخواند تا از تمام جذبه و زیبایی ات بهره بکشد برای پر کردن جیب های بی رحم و خونخوار “فعالان حقوق بشر!!!”

و در آخر

آنگاه که بخواهی زن باشی ریحانه باشی
خودت را از معرض چشمان نا پاکشان دور کنی
آنگاه که گوهر وجودت را در صدف حیا پنهان بداری
پیش چشمان معصوم فرزند کوچکت با ضربات چاقو  بدنت اربا اربا میشود
وهمسرت اگر قوام باشد و به حمایتت برخیزد باز هم در پیش چشمان بهت زده معصوم و بی پناه فرزند کوچکت او هم قطعه قطعه میشود
این است حقوق مدرنی که برایت در نظر گرفته اند
پس هرگز نخواه ریحانه باشی
آخر اینها عادت دارند گل را زیر پا له کنند
پدرانشان هم  ساقه های گل را بین در و دیوار شکستند
پدرانشان هم گل را به آتش کشیدند
اگر  در این زمانه ریحانه باشی غریب و مظلوم و بی پناه میشوی
برایت “شأن”  قایل نمیشوند
اگر ریحانه باشی  دیگر “بشر ” نیستی
و از “حقوق بشر”!! محروم میشوی

و این داستان ادامه دارد...



سه شنبه 1393/12/5
ن : برگی از دفتر نظر شما

به بهانه میلاد پربرکت پیام رسان قیام عاشورا،زینب کبری (علیهاسلام)



من فمینیست نیستم، انسانم!!!


تهمینه میلانی، کارگردان پرسابقه ی سینمای پس از انقلاب و در نگاهی سطحی بزرگترین مدافع حقوق زنان! در این عرصه می باشد و طی سالهای گوناگون با ارائه وساخت فیلم هایی همچون، دو زن، نیمه پنهان، واکنش پنجم، زن زیادی، آتش بس و... تلاش نموده است تا آنچه در ذهن دارد را، به تصویر کشیده و از دید خود، فریاد رهایی زنان از زندان تاریخی خود را سر دهد. اما سوال اینجاست که آیا او توانسته از عهده ی آنچه مدعی آن است یعنی دفاع از هم جنسان خود برآید؟ یا تنها نتیجه ای که از آثار او بدست می آید، رهایی از زندانی! به سوی زندانی دیگر می باشد؟

تمامی آثار این کارگردان، دارای محتوا و شعارهایی با بار فمینیسمی همچون: تلاش برای احقاق حقوق زنان، تشابه زنان و مردان، وجود ظلم تاریخی نسبت به زنان، کتک خوردن زنان از مردان، ازدواج اجباری، اجبار در ادامه زندگی با شوهر، مطیع محض بودن زن، تاکید بر توانایی زنان در مقابل ناتوانی و بی لیاقتی مردان،ارائه راهکار برای رهایی از زندگی با مردها،تشویق زنان و دختران برای عصیان و سرکشی درمقابل مردان،جلوه های مردسالاری و مواردی از این نوع میباشد که مخاطب را دعوت به هم نظر شدن با کارگردان مینماید زیرا که مخاطب عام از هدف آنچه میبیند بی اطلاع است و ناخواسته در این جریان فکری قرار میگیرد. جریان فکری که موسوم به فمینیسم است و جالب اینجاست که خانم کارگردان نه تنها از قرار داشتن در این جریان و دعوت دیگران به این جریان ناراضی نیست که بعضاً دیده شده در محافل غیر رسانه ای از آن با افتخار یاد میکند و مستقیم یا غیر مستقیم و در قالب دیالوگ های آثارش، سعی دارد افکار مخاطب را به سمت وسویی دیگر سوق دهد و خود را مبرا از این خصیصه معرفی نماید مانند دیالوگ تکرار شونده ی فیلم آتش بس دو، که شخصیت اول زن، مدام این جمله را تکرار میکند که: من فمینیست نیستم، انسانم!

در جواب این دیالوگ، باید گفت: خانم کارگردان، اگر شما واقعا مدعی هستید که فمینیست نیستید بلکه انسانید و دغدغه ی حقیقی شما احقاق حقوق نادیده گرفته شده ی زنان است و بس و سعی ندارید در قالب فیلم، افکار پوسیده ی عده ای سطحی نگر یعنی فمینیستها را ترویج کنید، پس این چه نمایشی است که شما از زنها (آنهم زن مسلمان!) در آثارتان دارید؟!

گرچه نباید فراموش کرد که رفتار تحکم ­آمیز با زنان در طول تاریخ وجود داشته است اما باید مراقب بود رویارویی با این اشتباه بزرگ، موجب زیر سؤال بردن دستورات دینی اسلام نشود. طبق الگوی ارائه شده  اسلام برای زندگی خانوادگی، زن به دلیل داشتن روحیات خاص و نیز مصونیت از برخی سوءاستفاده ها،باید در مواردی مطیع پدر و یا شوهر باشد اما اسلام هرگز به این واسطه آزادی و شخصیت انسانی زن را نادیده نگرفته است. در حالیکه در فیلم های شما این­طور نشان داده می ­شود که اگر زن از شوهر یا پدر خود اطاعت کند، استقلال شخصیتی ­اش از بین خواهد رفت.


خانم کارگردان، آیا به عقیده شما، زن، بدون توجه به اقتضائات طبیعی و فطری و روحیات مادرانه خود و با هر چه شبیه تر کردن خود به مردان! همچون به عهده گرفتن مسئولیت و کار سخت در پروژه ی ساختمانی و یا با نمایش رفتارهای فانتزی و ارائه ی زیباییها و جسم خود به بیرون از خانه و یا با بی توجهی به مدیریت منزل و تربیت فرزندان و یا با ستیز و سرکشی در برابر مردان محرم و نیز موارد دیگر مد نظر شما، هویت از دست رفته خود را باز خواهد یافت و به حقوق مسلم خود خواهد رسید؟!

به نظر شما، موارد ذکر شده که به وفور در آثارتان تجلی دارد، ظلمی به مراتب بزرگتر از آنچه که در تاریخ به زنان شده، نیست؟!

خانم کارگردان، بهتر نیست بجای دیکته کردن افکار رو به شکستی که روزی در غرب شایع بوده و یا هست،در آثارخود، گوشه ای از وقت خود را صرف مطالعه درباره ی زنان واقعاً بزرگی که تاریخ بشریت را تغییر داده و با حفظ حجب و عفت زنانه خود و در کنار پاسداری از حریم امن خانه و خانواده ، در مسیرهایی گام برداشتند که کمتر انسانی توان استقانت در آن مسیرها را دارد، کنید؟

بهتر نیست به مطالعه ی زندگی زنان بزرگی همچون، خدیجه ی کبری، فاطمه ی زهرا، زینب کبری، سمیه مادر عمار، فاطمه ی معصومه، زنان مدافع قیام عاشورا، زنان حماسه آفرین در پیروزی انقلاب اسلامی، زنان صبور هشت سال دفاع مقدس ووو (که سلام و درود بر همه ایشان باد)، بپردارید و این بزرگان را الگویی برای زن موفق در آثارتان قرار دهید؟

بهتر نیست در ابتدا، معنای زن بودن و حقوق زن را شناخته و سپس مدعی احقاق آن باشید؟



دوشنبه 1393/12/4
ن : برگی از دفتر نظر شما

"تک تیر انداز آمریکایی"






کمتر کسی انتظار داشت رهبر معظم انقلاب در یک دیدار رسمی اطلاعاتش درباره یکی از تازه‌ترین محصولات سینمای هالیوود را به رخ بکشد. اما ایشان به‌مانند همیشه که حرفهای تازه و روشن بخشی برای بیان دارند، این بار هم با اشاره دقیق و نافذ خویش به فیلمی به نام "تک‌تیرانداز آمریکایی" نگاه آدم کشانه چنین آثاری را به‌نقد کشید.

ایستوود تازه‌ترین فیلم خود "تک‌تیرانداز آمریکایی" را بر اساس خاطرات یک تک‌تیرانداز ارتش آمریکا به نام "کریس کایل" که در عراق حاضر بوده و طی شش سال بیشتر از 100 نفر از عراقیان را به قتل رسانده ساخته است.


قطب مثبت داستان، "کریس کایل" تک‌تیرانداز آمریکایی است که هر آنچه می‌کند حق است و تک‌تک آن‌ها که توسط تفنگ اسنایپرش کشته می‌شوند به جزای خود می‌رسند و در قطب منفی، مردمان بی‌گناهی قرار دارند که متهم هستند به فعالیت تروریستی...


یکشنبه 1393/12/3
ن : برگی از دفتر نظر شما

چه فرق می کند!





جمعه 1393/12/1
ن : برگی از دفتر نظر شما

موعود ما



...گرچه در دام بلا زندانی ام اما چه غم؟

می رسد با مقدمت فصل رهائی عاقبت

  تک سوار عرصه ی عدل خدا، موعود ما،

حتم دارم، حتم دارم تو می آئی عاقبت

(شعر از: آزاده بی باک)


جمعه 1393/12/1
ن : برگی از دفتر نظر شما

ارزیابی عقلانیت اسلامی ازطریق ارزیابی حجاب قانونی (قسمت سوم)



ه) رابطه لباس (پوشش ظاهری) با هویت (رابطه ظاهر و باطن در دین)

در معارف اسلامی بسیاری از احکام مربوط به ظاهر می باشد تا جایی که نمی توان نسبت به آن بی تفاوت بود. دلیل این امر این است که ظاهر آیینه باطن است؛ بدین معنی که ظاهر، ساحت بازتاب باطن در عالم عین و محسوس است. از همین روست که هرگاه باطن انسان تغییر یافت، ظاهر آن تغییر می یابد. به عنوان مثال؛ آن گاه که دل مجنون در گرو دل لیلی قرار می گیرد، زبان (گویش) و لباس (پوشش) وی ترجمان دلش می شود به گونه ای که هم چنان که دل (باطن) مجنون بوی لیلی می دهد، ظاهر وی نیز رنگ لیلی به خود می گیرد.

عمیق ترین بازتاب باطن در ظاهر از طریق «زبان»، اما ملموس ترین و محسوس ترین آن از طریق «لباس» صورت می گیرد. از همین روست که انسان ها آن گاه که شخصی را که باشخصیتش می پندارند، با لباس ژنده پوش یا در حال تکلمی سبک سرانه ببینند، تعجب می کنند. هم چنان که اگر شخصی را که با شخصیتش نمی پندارند با لباسی آراسته و سخنانی حکمت آمیز ببینند نیز تعجب آن ها برانگیخته می شود. دلیل این امر این است که آن ها به طور ناخودآگاه میان باطن و ظاهر ارتباطی وثیق می بینند. اساساً بر این باور هستیم که از «کوزه همان برون تراود که در اوست». بر این اساس، صحت و سلامت ظاهری رفتار انسان ها را می توان نشان از صحت و سلامت باطن آن ها دانست. البته عکس این رابطه به شکل منطقی نمی تواند ضرورتاً درست باشد و در این صورت، قاعده ارتباط میان ظاهر و باطن را باید این گونه تعریف کرد که: هرگاه باطن انسان ها درست شد، بی شک ظاهر آن ها نیز تحت تأثیر باطن قرار گرفته و درست می شود، اما این گونه نیست که هرگاه ظاهر انسان درست شد، ضرورتاً باطن آن نیز درست شده باشد. اما در هر حال، برای نشان گرفتن از باطنی درست و پاک ناگزیر از ظاهری آراسته و درست هستیم.

البته از این نکته نباید غفلت کرد که در نظام تربیتی اسلام، اصالت با «تغییر باطن» است و از همین روست که انبیاء الهی تمام تلاش شان را مصروف تغییر در باطن انسان ها می کردند. آن ها بر این باور بوده اند که تغییر در «امکان» باید تابع تغییر در «انسان» باشد. به رغم این، نباید غفلت کرد که تغییر باطن برای (و معطوف به) تغییر ظاهر صورت می گیرد. نوع حیاتی که ادیان برای بشر به ارمغان آورده اند، حیاتی است که ظاهرش زیبا، منظم و منطقی است. اما مسأله این جاست که دغدغه مهم ادیان این بوده که این ویژگی ها را دائمی کنند و برای نیل به این مقصود، ناگزیر بوده اند آن ها را درونی و باطنی کنند. اساساً انسانی که تنها باطنش خوب است و ظاهرش بداخلاق، بدرفتار، نامنظم و... است، هرگز نمی تواند انسان مطلوب دین باشد. به عبارت دیگر؛ دین و ایمانی که نتواند ظاهر زندگی انسان ها را سامان دهد، مسلماً از ساماندهی باطن آن نیز عاجز خواهد بود. بر این اساس، حتی می توان توان مندی ادیان در ساماندهی ظاهری زندگی انسان ها را عیار سنجش و محک عینی (کارآمدی) آن ها قرار داد. پس در مجموع، در خصوص ظواهر انسانی به چند اصل توجه داشته و معتقد باشیم:...




جمعه 1393/12/1
ن : برگی از دفتر نظر شما

ارزیابی عقلانیت اسلامی ازطریق ارزیابی حجاب قانونی (قسمت دوم)



دو) تئوری های موافقان حجاب قانونی

الف) کارویژه حکومت اسلامی؛ مهیا کردن بستر تحقق احکام اسلامی در مقیاس اجتماعی

هر دینی معطوف به امتثال و تحقق عینی نازل شده است. از همین رو، پیروان ادیان مکلف به عینیت بخشیدن به احکام آن ها هستند. از آن جا که انسان ها موجودات اجتماعی هستند و ادیان نیز برای هدایت همین انسان ها آمده اند، ناگزیر علاوه بر دستورات فردی، مشتمل بر دستورات اجتماعی نیز هستند. امتثال آموزه های ادیان و تحقق عینی آن ها امری تشکیکی بوده و دارای سطوح متفاوتی می باشد:

1) نازل ترین سطح امتثال آموزه های ادیان و تحقق عینی آن ها مربوط به عصر حاکمیت محارب (عصر تقیه و خفقان) می باشد که چه بسا افراد مجبور باشند بسیاری از احکام دینی را تعطیل کنند و یا حداقل به گونه ای امتثال کنند که خود آن را باطل می پندارند. نمونه تاریخی این عصر، دوره حاکمیت پهلوی ها به ویژه دوره پهلوی اول می باشد. مشخصاً حسب آموزه های اسلامی، حتی در این شرایط نیز، برخی از دستورات اسلامی هستند که هرگز نباید تعطیل شوند. به عنوان مثال؛ شدت حرمت قتل نفس به اندازه ای است که حتی شرایط شدید تقیه نیز نمی تواند حکم آن را تعطیل یا تغییر دهد و انسان مسلمان حتی به بهای نجات دادن جانش نباید جان دیگری را به خطر اندازد و اگر هم چنین کند، قصاص می شود.

2) مرتبه پس از شرایط تقیه، مربوط به عصر حاکمیت غیرمحارب است که در آن، امتثال احکام دینی در سطح فردی چندان مشکلی ندارد، اگرچه امتثال آن ها در سطح مناسبات اجتماعی به ویژه از آن حیث که مربوط به امور حکومتی می شود، چندان میسور نیست. اگر بخواهیم نمونه تاریخی برای این عصر ذکر کنیم، عصر قاجاریه نمونه مناسبی هست.

3) نهایی ترین مرتبه، مربوط به عصر حاکمیت دینی است که در آن، امتثال احکام دینی در هر دو سطح فردی و اجتماعی امکان تحقق دارد. نمونه تاریخی این عصر، دوره جمهوری اسلامی می باشد. حکومت اسلامی در این سطح قابل تحلیل است. در چنین سطحی، مهم ترین رسالت و کارویژه حکومت، مهیا کردن بستر مناسب برای تحقق احکام اسلامی و توسعه آن ها می باشد. مناسب بودن در این خصوص به امکان هرچه بیش تر تحقق احکام اسلامی در سطح اجتماع تعریف می شود تا جایی که بهترین شرایط، زمانی رخ می دهد که اقامه حق (تحقق آموزه های دینی) در تمام سطوح بدون هرگونه مانع جدّی ممکن می شود. به لحاظ درون مذهبی بر این باور هستیم که این شرایط، مربوط به عصر حاکمیت حضرت مهدی (عج) می باشد. برخلاف آن چه تصور می رود، در عصر حکومت حضرت مهدی (عج) نیز باطل حضور دارد، اما در آن عصر، بستر اجتماعی برای تحقق احکام اسلامی به گونه ای مهیا و آماده است که باطل را یارای ایجاد ممانعت در برابر آن ها نیست. حکومت اسلامی در عرصه اجتماعی باید به گونه ای عمل کند که احکام اسلامی برای تحقق شان با کم ترین ممانعت روبه رو باشند.

یکی از آموزه ها و ضروریات اسلامی، آموزه حجاب می باشد. قوانین و مقررات حکومت اسلامی باید به گونه ای باشد که...