تبلیغات
دفتر چهل برگ من - بگو در قربانگاه عشق چه خواستی از محبوبت...
...وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ. الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ
 

یکشنبه 1394/07/12
ن : برگی از دفتر نظرات

بگو در قربانگاه عشق چه خواستی از محبوبت...



...و تو در حالی که ایران من عزادار است از آب گل‌آلود ماهی میگیری.

...گاهی امنیت حرم امن الهی را زیر سوال می‌بری،

...گاهی به عرب و عجم ناسزا میگویی!

…گاهی راه میان‌بُر برای حج پیشنهاد میدهی و یاد فقیر و نیازمند و جهیزیه و انفاق میفتی!

خدای من خیلی قبل‌تر از تو به فکر فقرا بوده.. همان وقت که خمس را واجب کرد.. زکات را واجب کرد.. همان وقت که حج را بر مستطیع در طول عمرش، فقط یک بار واجب کرد.

تو دلت بیشتر از خدا شور بندگانش را می‌زند؟!

نمیدانم آن وقت که عده‌ای در دیسکوهای تایلند مَستند.. وقتی هزینه یک شب عروسی بعضی به اندازه بودجه یک وزارتخانه می شود.. وقتی هزینه سالانه جراحی بینی در ایران به 200 میلیارد می رسد و درست وقتی سالی یک میلیارد دلار پول بی‌زبان در ترکیه خرج خوش‌گذرانی ایرانی‌ها می شود،

آن وقت فریادهایت کجاست؟

نمیدانم چرا آمار مرگ‌ومیر در اثر اُوردوز پارتی‌های شبانه و مختلط پایتخت، تو را به فکر راه حل نمی‌اندازد؟

نمی دانم چرا قلاب بهانه‌گیری‌هایت فقط به پر وبال مذهب گیر می‌کند؟

به حکم کدام آیینی قضاوت کردی ایمان حاجیان را؟

آنان که که مستطیع می شوند، واجب خدا را برخود حرام نمی کنند.

تنها ریختن پول در جیب دشمن را تحریم میکنند.

…خرید سوغاتی سعودی را تحریم می‌کنند.

آن‌ها خوب میدانند خدا در جایی جز قلب محرومان نیست.

اما این را هم می‌فهمند که حج نمایش قدرت و وحدت مسلمانان است.

...این را می‌دانند که پیشنهاد راه میان‌بر برای حج از طرف کسانیست که به دنبال آسوده کردن خیال دشمن هستند! و...

.

.

.

حاجی بار سفر بسته ای؟!

این لباس احرام مبارکت باشد...

چه زیبا برپیکر روحت نشسته است!

اما از تو می خواهم که عاشقانه هایت با خدا را با ما هم تقسیم کنی که سخت محتاجیم...

حاجی ! دلت سرشار از شوق پریدن است...خوشا به احوالت...

دلم می خواهد به تو بگویم اگر آرام تو را از نزدیکیهای غدیر عبور دادند و نامی از آن به زبان نیامد ،غمگین نشو و غصه نخور،بغض سنگینت را به سختی فرو ببر...این قوم کثیف سالهاست مشغول این پلیدی هایند...

تو در آسمان مدینه و در آن فضای غریبانه ی مظلومیت رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم)، غدیر را برای خودت تجسم کن و برای مظلومیت های تکرار شونده شیعه در تمام تاریخ ،آرام و بی صدا اشک بریز...

حاجی مواظب باش صدای گریه ات بلند نشود.گریه برای علی و فاطمه و حسن و حسین در شهر رسول الله جرم است و مجازات دارد.

اما به من بگو این اشک ها و این گریه های پر حرارت تو چه رازی داشت که لباس احرامت را معنای واقعی بخشید؟؟

چه سرّی در نجواها و ضجه های عاشقانه ات بود که فرشتگان کربلایی را به منا خواندی تا بالهای رحمتشان را برایت گشودند و سبکبار و همبال آنان پرکشیدی؟

لبیک تو در صحرای عرفات چقدر رنگ حسینی به خود گرفت که حسین وار پرکشیدی؟

عطر حسین در سایه جبل الرحمه چه خوش بر پیکرت نشست که حج را ناتمام رها کردی و با لبهای خشک و عطشان به دیدار محبوب شتافتی و تن عریانت چه حسین وار بر زمین ماند و مظلومانه و غریبانه ،نسل معاویه و یزید و شمر پیکر پاکت را لگدمال کردند.

بگو در قربانگاه عشق چه خواستی از محبوبت که هیچ قربانی دیگری جز خودت را نپذیرفت؟؟

آه... که این نسل نحس و شوم چه خوب ارثیه بزرگ اجدادشان را حفظ کرده و سینه به سینه به اینجا رسانده اند.آنها که می توانستند با چند قطره آب، زندگی را به هزاران نفر هدیه کنند، چگونه خبیثانه جلوی چشم لب تشنگان، با لئامت و پستی تمام آب سر می کشیدند و به حاجیان تشنه ای که نقش بر زمین بودند پوزخند می زدند .

آه... که "انسان لحظه ای نمی تواند خود را از این غم فارغ بداند"

می دانم که در صحرای عرفات اشکهای تمنایت برای ظهور مولایمان خاک مقدس آن زمین را سیراب کرده است.قبل از آنکه شهادت حسینی ات را از خدا بخواهی ،خواسته ای تا مولا هر چه زودتر از راه برسد و مقتدرانه زمین را از لوث وجود این نااهلان پاک کند.

به امید روزی که جایگاه غدیر را به باشکوه ترین نقطه تاریخ تبدیل کنیم.

اللهم عجل لولیک الفرج

دلنوشته از:رقیه رحیمی طلبه دانش آموخته


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
mah دوشنبه 1394/07/13 12:13 بعد از ظهر
در طول این دو هفته متون زیادی در خصوص حاجیان خوندم. ولی این از همه زیباتر بود.
خسته نباشید
برگی از دفتر پاسخ داد:
دلنوشته ی یک طلبه س...
دوست دوشنبه 1394/07/13 07:14 قبل از ظهر
خون می چکید از سر و از روی حاجیان
آتش گرفت طره ی گیسوی حاجیان 
در مسجد الحرام زمان طواف یار
آهن شکافت گوشه ی ابروی حاجیان 
آل یهود هم به تلافی روضه ها
بستند راه های حرم روی حاجیان 
مردی روان شده پی بانوی گمشده
طفلی تلف شده سر زانوی حاجیان 
گویی بجای رجم شیاطین انس و جن
شیطان کشیده خنجر خود سوی حاجیان 
فرجام کار، گردن آل سعود را
خواهد شکاند قدرت بازوی حاجیان 
جای سپاه ابرهه در مکه باز هم
خواهد نشست ذکر و هیاهوی حاجیان
یکشنبه 1394/07/12 10:37 بعد از ظهر
حج تو شد شبیه حج حسین حجة الوداع
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.