تبلیغات
دفتر چهل برگ من - تقابل دو جبهه تاریخی «ما می‌توانیم» و «ما نمی‌توانیم»...
...وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ. الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ
 

سه شنبه 1394/06/17
ن : برگی از دفتر نظر شما

تقابل دو جبهه تاریخی «ما می‌توانیم» و «ما نمی‌توانیم»...



ما در زمینه‌ی بحث اعتماد به نفس ملی مانند سایر مسائل جامعه خود دارای رویکردهای مختلفی هستیم. در این زمینه باید به وجود قشری از نخبگان در کشور اشاره کرد که شعار اصلی و اساسی آن‌ها ما نمی‌توانیم می‌باشد. به این معنا که هیچ اصالتی برای کشور، تاریخ و دارایی‌های اساسی ملت خود قائل نیستند و صرفاً راه پیشرفت و کسب قدرت را در پیروی از جهان دیگر (غرب) می‌دانند. در دیدگاه این قشر کشور ما نمی‌تواند با اتکا به دارایی‌های فکری و مادی خود به موفقیت برسد.
 
 این جبهه عقبه تاریخی دارد چنان که به صورت کاملاً محسوس و ملموس می‌توان نشانه‌های ان را در تاریخ مشروطه به نظاره نشست؛ تجویزات میرزا ملکم خان و تقی زاده نمونه ای از این دست مباحث است که می‌توان به ان ها اشاره کرد. مثلاً میرزا ملکم خان چنین اظهار نظر می‌کند که؛ «بنابه اصل ترقی، هرچیزی که متعلق به گذشته باشد از اعتبار ساقط است و به کار نمی‌آید و اگر اصالتی هم در گذشته باشد، در گذشته غرب است نه در گذشته ما»(1) یا برای مثال نسخه ای که حسن تقی زاده برای الگوی توسعه کشور می‌پیچد؛ «وظیفه‌ی اول همه وطن پرستان ایران، قبول و ترویج تمدن اروپا بلاشرط و قید و تسلیم مطلق شدن به اروپا و اخذ آداب وعادات و کلاً اوضاع فرنگستان است ... ایران باید ظاهراً ًو باطناً و جسماً و روحا ًفرنگی مآب شود»(2) جالب این جاست که تقی زاده سخن از وطن پرستی می‌آورد و محتوایان را گذار از داشته‌های وطن و تقلید از فرهنگ بیگانه می‌داند.
 
تقابل تمام عیار دو جبهه تاریخی ما می‌توانیم و ما نمی‌توانیم، یک بار در تاریخ مشروطه و با رویارویی دو تئوری مشروطه شرطی غربی و وارداتی و مشروعه شرعی اسلامی اتفاق افتاد که نتیجه آن در نهایت انحراف انقلاب مشروطه و به دار آویخته شدن شهید آیت الله شیخ فضل الله نوری شد. جلال آل احمد که خود در سال‌های پایینی عمرش به مقابله تمام عیار با جبهه غربزدگی و به تعبیر خودش روشنفکران خائن پرداخت با عبور از ظاهر ماجرای بر دار رفتن شیخ شهید، تفسیر تاریخی و تئوریک خود را چنین اظهار کرد: «من نعش آن شهید شیخ فضل الله نوری را بر بالای دار همچون پرچمی می دانم که پس از دویست سال کشمکش، به نشانه‌ی استیلای غربزدگی بر بام این مملکت افراشته شد.»(3)

استمرار این تفکر در تاریخ معاصر ایران را می‌توان در جریان‌های امروزین لیبرال-سکولار و جریان مدرنیته اسلامی در کشور دانست که پروژه فکری انها در نهایت به استحاله محتوای انقلاب در نظم جهانی می‌انجامد و ما را تابعی از تفکر مدرن و تاریخ مدرنیته می‌خواهد. جبهه ما نمی‌توانیم از دو پشتوانه برخوردار بوده است: اول خود جبهه جهانی لیبرالیسم و سکولاریسم و دوم افراد، نهادها و جریان‌های طرفدار این تفکر؛ "غربی‌ها، اروپائی‌ها یکی از شیرین‌کارترین کارهایشان که به نفع خودشان تمام شد، این بود که آمدند نخبگان کشورهای دیگر را در مشت گرفتند، افکار خودشان را به این‌ها تلقین کردند؛ بعد این‌ها را رها کردند توی کشورهای خودشان، گفتند بروید. کشورهای غربی - یعنی انگلیس، فرانسه و بقیه‌ی کشورها - به جای اینکه پول خرج کنند تا افکار سیاسی خودشان را در آن کشورها پیاده کنند، تربیت‌شده‌های آن‌ها رفتند بدون مزد و منت، کارهای آن‌ها را برایشان انجام دادند. جزو بلاهای کشورهای عقب‌مانده و توسعه نیافته، یکی این بود. هنوز هم دنباله‌هایشان هستند و دارند کار خودشان را می‌کنند"(4)

منبع:http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=8919

1.     
گفتمان سوخته؛ جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، 1389
2.     همان
3.     آل احمد، جلال، غربزدگی، زیر نظر شمس آل احمد، چاپ سوم، 1375، انتشارات فردوس، تهران
4.     بیانات دردیداردانشجویان دانشگاه‌های استان یزد، سایت Khamenei.ir، 13/10/1386


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
دوشنبه 1394/06/23 09:47 بعد از ظهر
بهتره بگید تقابل دو شعار نون ما در تحریم هست و شعار تحریم ها حق ملت نیست
mah شنبه 1394/06/21 03:52 بعد از ظهر
دقیقا عین واقعیت امروز كشور ماست
ali جمعه 1394/06/20 01:42 قبل از ظهر
مظلب بسیار زیبا و مفیدی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.