تبلیغات
دفتر چهل برگ من
...وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ. الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ
 

چهارشنبه 1393/11/29
ن : برگی از دفتر نظر شما

ارزیابی عقلانیت اسلامی ازطریق ارزیابی حجاب قانونی (قسمت اول)



(قبل از ورود به مقاله، در جایگاه نویسنده ی وبلاگ متذکر میشوم: موثرترین شیوه، برای رسیدن به جامعه ای محجوب که نمایشی زیبا از عفاف و تدین است،شیوه فرهنگی میباشد.)

اشاره:

محسوس ترین نوع ارزیابی یک عقلانیت، اثبات کارآمدی عملی آن است، البته برای ارزیابی نظری یک عقلانیت، معمولاً یک یا چند متغیّر محدود و قابل مقایسه را با فرض ثابت بودن دیگر شرایط مورد بررسی قرار می دهند. اگر با فرض ثابت و طبیعی بودن سایر شرایط، بجز متغیّر «حجاب اسلامی»، بخواهیم عقلانیت اسلامی را در یک قلمرو مشخص مثل دانشگاه ارزیابی کنیم، باید نسبت به دو رویکرد قانونی بودن و قانونی نبودن حجاب اسلامی در دانشگاه اتخاذ موضع کنیم. این نوشتار در صدد است تا ضمن بررسی ادله (یک) مخالفین و (دو) موافقین قانونی بودن حجاب اسلامی در دانشگاه به ارزیابی کارآمدی عقلانیت اسلامی از قِبَل یکی از آموزه های آن بپردازد.

یک) تئوری های مخالفان حجاب قانونی

حجاب یکی از آموزه های اسلامی درباره نحوه حضور اجتماعی زن می باشد. در تاریخ ایران اسلامی هم چنان که در دیگر کشورهای اسلامی هم مردم و هم حاکمان اسلامی همواره پاس داشت این آموزه را بر خود فرض دانسته و از آن حمایت می کردند. در قرن اخیر، پس از ورود و هجوم اندیشه های غرب گرا به درون کشورهای اسلامی بسیاری از آموزه های اسلامی به چالش کشیده شد. به دنبال همین چالش فراگیر و نیز پس از روی کار آمدن دست نشانده های غربی در برخی از کشورهای اسلامی از جمله ترکیه (مصطفی کمال آتاتورک) و ایران (رضاشاه)، حجاب اسلامی به عنوان یکی از آموزه های محسوس و فراگیر اسلامی ابتدا فرض و واجب بودن آن ملغی اعلام شد و سپس به حکمی کاملاً متضاد خود تبدیل شد تا جایی که «کشف حجاب» قانون و خود «حجاب اسلامی» امر ناهنجار و خلاف قانون تلقی شد. با رفتن رضاشاه و روی کار آمدن پسرش محمدرضا، به دنبال مقاومت عموم مردم متدین و نیز فشارهای عالمان دینی به دستگاه سیاسی مبنی بر لغو حکم کشف اجباری حجاب، اگرچه قانونی بودن کشف حجاب ملغی شد، اما تا پایان حکومت پهلوی، حیث فرضی و وجوبی آن مورد توجه قرار نگرفت و می توان گفت که برخی (و شاید هم بسیاری) از زنان هم چنان مکشوف الحجاب باقی ماندند.

با پیروزی انقلاب اسلامی و تثبیت نسبی اولیه آن، این مسأله ابتدا توسط رهبران مذهبی انقلاب مطرح شد که آیا سرنوشت حجاب اسلامی باید در تداوم همان قانون پیشین مبنی بر اختیاری بودن آن دنبال شود یا این که مثل شرایط قبل از روی کار آمدن رضاشاه باید تبدیل به یک قانون نوشته یا نانوشته اسلامی شود. بسیاری از لیبرال مسلکان و البته برخی از رهبران دینی در آن زمان بر این باور بودند که حجاب اسلامی نباید تبدیل به یک قانون اجباری شود، بلکه مردم باید در پذیرش و عدم پذیرش آن مختار باشند. این در حالی بود که عموم مردم مسلمان و اکثریت عالمان دینی بر این باور بودند که انقلاب اسلامی به منظور پاسداری از احکام اسلامی صورت گرفته و از این رو، حجاب اسلامی باید تبدیل به یک قانون شود. شور اسلامی انقلابی ناشی از پیروزی انقلاب اسلامی به ضمیمه خواست اکثریت مردم و عالمان دینی مبنی بر قانونی شدن حجاب اسلامی، روند کار در خصوص این مسأله را به سویی برد که نهایتاً حجاب اسلامی تبدیل به یک قانون حکومتی شد و سه دهه است که مبنای عمل اجتماعی زنان ایرانی قرار گرفته است. بر این ایده حجاب اسلامی قانونی (حکومتی) و تجربه سه دهه اجرای آن نقدها و ملاحظات ذیل وارد است...




چهارشنبه 1393/11/29
ن : برگی از دفتر نظرات

تبلیغ صحیح





دوشنبه 1393/11/27
ن : برگی از دفتر نظر شما

وایبر!، تانگو!،...!





نرم افزار نوین ارتباطی!

منهای پیوست فرهنگی!

تخریب فضای حقیقی!

ترویج فردگرایی!

سردی روابط خانوادگی!

ابتذال گرایی اخلاقی!

...!



شنبه 1393/11/25
ن : برگی از دفتر نظر شما

نقدی بر "رخ دیوانه"



فیلمنامه شامل یک بستر قصه اصلی است و مجموعه ‏ای از خرده داستان ها که موازی باهم جلو می روند. در طول روایت داستان و در فواصل زمانی مختلف، تغییر قضاوت‏ هایی شکل می گیرد که بارها مخاطب را غافل گیر و در نهایت راضی از سرجایش بلند می کند. در حقیقت یکی از جذابیت‏ های روایی رخ دیوانه این است که تا سکانس‏ های پایانی، نمی توان نمایش تصاویر حقیقی از دروغین را تشخیص داد.
سازنده در رخ دیوانه به آسیب هایی که نسل جوان از دنیای مشوش و پریشان مجازی می خورند یا احیانا خواهند خورد پرداخته است. رابطه فرزند و والدین، نقش تأثیرگذار و بنیادی خانواده نسبت به سرنوشت فرزندان و به حاشیه رفتن نسل گذشته -همانند "پدر غزل" و "مادر ماندانا" – تم اصلی فیلم را تشکیل می دهند.
در ابتدا دوستی شخصیت های داستان از طریق اینترنت و فضای مجازی است؛ آنها از این طریق با هم آشنا و در یک کافی شاپ زیرزمینی دور هم جمع می شوند که صدالبته نمایش این سکانس ‏ها زمینه ساز از بین رفتن اخلاقیات در جامعه و موجب ریختن قبح مسائل غیراخلاقی خواهد بود. آگاهی بخشی باید تا جایی ادامه داشته باشد که به فرهنگ سازی غلط منجر نشود. متأسفانه فیلم رخ دیوانه با نمایش چنین روابطی بین دختر و پسر در قاب هایی فاقد اضطراب و نگرانی و نیز موجه نشان دادن قرارهای اینترنتی، به عادی سازی این ناهنجاری‏ها کمک بسیار کرده است.
تکرار صحنه استفاده از سیگار و نمایش عریان مصرف مواد مخدر آن هم با پرداخت به جزئیات، روبروی دوربین خصوصاً توسط دختران جوان، قابل چشم پوشی نیست و یک ضد ارزش اجتماعی به شمار می رود. در گذشته از سیگار به عنوان نماد دختران فراری و زنان روسپی در فیلم‏ ها استفاده می‏شد؛ اما متأسفانه امروزه استفاده از سیگار کارکردهای مختلفی از جمله نمایش بحران های روحی، اضطراب، سرگرمی و... پیدا کرده است و در تعداد چشم گیری از فیلمهای جشنواره امسال از جمله: عصریخبندان ، دو، مرگ ماهی، اعترافات یک ذهن خطرناک ،کوچه بی نام و...شاهد آن بودیم.
در کنار این کاستی‏ ها، فیلم به یک حقیقت مهم دیگر پرداخته و آن آگاهی دوستان اینترنتی از همان ابتدا به سستی آشنایی و روابط خود است و اینکه پیش از اندیشه به دوستی پایدار، به خواسته‏ ها و تمایلات خودشان فکر می کنند. همچنانکه بعد از شرط بندی و زمانی که تلفن همراه گران قیمت "ماندانا" پیش "مسعود" جامانده بود، "مسعود" به جای پس دادن آن در فکر فروشش بود. یا در جایی دیگر بانیان قرار و آشنایی گروه‏ های اینترنتی که یک خواهر و برادر بودند و دغدغه‏ ای غیر از تأمین پول توجیبی آخر هفته خود نداشتند، با انتخاب کافی شاپ پدرشان به عنوان مکان این قرارها به منظور خود می‏ رسیدند. در موردی مشابه نیز هدف اصلی "شکوفه" در جمع آوری اعانه صرفاً به خاطر حسی از هم ذات پنداری بود که با بچه های بی ‏سرپرست داشت؛ سرانجام برای اینکه به خواسته ‏اش برسد به کمک "مسعود" تصمیم به اخاذی از دوستش "ماندانا" می گیرد. همچنانکه در فیلم نیز به خوبی پردازش شده که خود آنان دلبسته چنین ارتباطاتی نبودند؛ بعضی به خاطر سرگرم کردن و بعضی به دنبال برآورده شدن خواسته‏ های خود بودند. در نتیجه مجدداً با چالش‏ های جدیدی روبرو می‏شدند و برای از سر گذراندن آن نیز مجبور به پرداخت تقاص دیگری بودند.
سازنده در این فیلم آسیب‏ هایی که امروزه جوانان را تهدید می‏کند را با لحن پدرانه و غیر‏مغرضانه‏ ای بیان می کند ولی ظاهرا فراموش کرده که پس از شناسایی و تشخیص درد باید پی درمان را نیز گرفت یا لااقل حس امید به بهبود شرایط را در ذهن بیننده پرورش داد. البته عنوان فیلم هم دلیلی بر این ادعا است: رخ یکی از مهره ‏های بازی شطرنج است و "رخ فداکار" هم از اصطلاحات این بازی است: وقتی مهره ‏ها توانایی انجام هیچ حرکت مؤثری ندارند و امیدی برای پیروزی نیست، "رخ"، دست به فداکاری می زند و خودش را نابود می‏کند تا بازی را پات (مساوی) کند. کارگردان به قصه جوانانی می پردازد که بر اثر شرایط و اتفاقات پیش‏ رو و ترس از شکست، دست به خودتخریبی می‏ زنند تا بازی را مساوی تمام کنند. به مثابه این تمثیل، او جایگزین "رخ فداکار"، عنوان رخ دیوانه را بر فیلمش نهاده است.
رخ دیوانه فیلمنامه ‏ای دقیق، مرتب و جذاب دارد. ریتم سریع فیلم متناسب با موضوع، محتوا و فرم آن به روایت داستان کمک زیادی می کند. ریتم تند، فراوانی لوکیشن ها و تدوین پویا نه تنها صدمه ای به روابط علت و معلولی داستان وارد نکرده؛ بلکه به کمک سوژه جذاب و حال و هوای قابل لمس داستان تأثیر عمیقی بر روی مخاطب می گذارد.
تیتراژ ابتدایی و انتهایی فیلم علاوه بر جذابیت های بصری همخوانی منطقی و قابل قبولی با قصه و به طبع جامعه امروز دارد که طبعا شناسنامه و نطق پایانی مناسبی را برای فیلم خلق می کند. استفاده از افکت‏ هایی برگرفته از ماهیت تکنولوژی نوین ارتباطی، به مخاطب کمک می کند تا با فضای فیلم و حال و هوای گذران آن آشنا شود.
پرسوناژ فیلم که حاصل نگاه دقیق و حرفه‏ ای سازنده به جنس تیپ های شخصیتی امروز جوانان جامعه است در کنار بازی خوب و قالب یافته هنرپیشگان، سبب ایجاد جذابیت های دیداری بسیار شده که خودبخود مخاطب را تا پایان فیلم بر صندلی اش می نشاند.


شنبه 1393/11/25
ن : برگی از دفتر نظر شما

برای من، اَمَّن یُجیب بخوان...




خدای من!

مردم همه شکر نعمتهایت را میکنند،

اما من،

شکرِ داشتن تو را

تو نعمت منی


لحظات دل گرفتگی ام،

ثمره ی دل سپردن به غیر توست

دلم برایت تنگ شده!

خدای من! مَن لی غَیرُک؟

خدای من! برای من،

اَمَّن یُجیب بخوان!





جمعه 1393/11/24
ن : برگی از دفتر نظر شما

منتظرهات بمیرند، میایی آقا؟





ساحل چشم من از شوق به دریا زده است!
چشم بسته به سرش، موج تماشا زده است!

جمعه را سرمه كشیدیم، مگر برگردی!
با همان سیصد و فرسنگ نفر برگردی!

زندگی نیست ،ممات است تو را كم دارد!
دیدنت ارزش آواره شدن هم دارد!

از دل تنگ من ،آیا خبری هم داری؟
آشنا، پشت سرت مختصری هم داری؟...

نكند منتظر مردن مایی، آقا؟
منتظرهات بمیرند، میایی آقا؟...

شعراز:صابرخراسانی



پنجشنبه 1393/11/23
ن : برگی از دفتر نظر شما

دشمن از کدام قشر حمایت می کند؟!



"وَ الَّذِینَ کَفَرُوا بَعْضهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ إِلا تَفْعَلُوهُ تَکُن فِتْنَةٌ فى الاَرْضِ وَ فَسادٌ کبِیرٌ"

"وآنهاکه کافر شدند،اولیاء(یاران و مدافعان )یکدیگرند،اگرشما چنین نکنید(با یکدیگر صمیمی نباشید)عامل فتنه وفسادی بزرگ درزمین شده اید"
(آیه 73 سوره مبارکه انفال)

«امروز دعوا کردن انتحار است، خودکشی است، امروز اختلاف خودکشی است »

«اختلاف از زبان هر کس باشد، از زبان هر موجودی باشد، این زبان زبان شیطان است »

«من به سراسر کشور، به سراسر ملت هشدار می دهم: اگر چنانچه ازاین اختلاف اندازها پیروی کنند، هر کس باشد، مملکت شما به دامان آمریکا می افتد»

«بزرگترین معصیت امروز در کشور ما ایجاد اختلاف است، ایجادنفاق است »

«اسلحه های سرد وگرم یعنی قلم و بیان و مسلسل را از نشانه گیری به روی یکدیگر منحرف و به سوی دشمنان انسانیت که در راس آنهاآمریکاست نشانه بروید».

(حضرت امام خمینی «قدس سره »، کلمات قصار، ص110و 155،موسسه نشر وتنظیم آثار امام خمینی)

اینها هشدارهای آن رادمرد بزرگ است که نه یک بار و دو بار،بلکه صدها بار ، با عبارات و تعابیر مختلف در بیانات ونامه های آن پدر دلسوز و روشن ضمیر و آینده نگر، می توان یافت وتمام نیروهای خودی که دعوی پیروی و اطاعت از راه و رهنمودهای حکیمانه و هشدارهای بیاد ماندی آن رهبر عظیم را دارند خود راملتزم به رهنمودهای حضرتش می دانند.

آری اختلاف و دعوا و کشمکش هایی که سود آن تنها عاید دشمنان اسلام و انقلاب و میهن و ملت می گردد.

از دیدگاه آن حضرت،به حق و بدون تردید بزرگترین گناه، یک عمل شیطانی و انتحار و خودکشی است که سرانجام راه بازگشت دشمن خونخوار و غداری چون آمریکا را بر مقدرات امت مسلمان و کشوراسلامی هموار می سازد، و کسانی که درگیر اختلافات شده اند باید به عواقب اعمال خود توجه داشته و برای عذاب الیم آخرت و نکبت وذلت در این جهان آماده باشند و هم بدنامی و حقارت در پیشگاه بندگان خدا، پرونده ای سیاه در تاریخ را پیش بینی نمایند!

شاید ذکر این مطالب از بس تکرار شده برای نیروهای متخاصم درصحنه سیاسی کشور توضیح واضحات باشد و چیزی بر معلومات آنان نیفزاید، اما هنوز جای این پرسش باقی است پس چرا با اینکه این مطلب واضح تر از آن است که نیازی به تقریر و بیان داشته باشد،آنها از این امر بدیهی و عواقب نامطلوب اختلاف و تفرقه غافل اندو به اندک بهانه ای چهره یکدیگر را می خراشند، همدیگر را خراب می کنند و در صحنه سیاسی به تنازع بقا دست می یازند؟! واقعا دعوا بر سر چیست؟

اگر کسی هدفش خدمت است...



سه شنبه 1393/11/21
ن : برگی از دفتر نظر شما

فردا همه می آیند...





یکشنبه 1393/11/19
ن : برگی از دفتر نظر شما

امیدها در"چهارشنبه" زنده میشوند



                                                             

داستان فیلم درباره سه شخصیت است که روایت هر کدام به صورت جداگانه بازگو می‌شود. آن سه به دلیل انتخاب های گذشته و بعضا آینده شان در موقعیت های مختلفی قرار می گیرند و هر سه تلاش در حل آن به هر شیوه ای (چه منطقی و چه غیر منطقی) دارند. مخاطب می تواند قضاوت کند ولی ازطرف سازنده هیچ قضاوتی رخ نمی دهد. هیچ شخصیتی مورد سرزنش و قضاوت و بررسی قرار نمی گیرد و اشخاص در رابطه باهم نظر نمی دهند.                            

سازنده،فقر و نداری و سیاهی را نشان می‌دهد،به تلخ‌ترین و گزنده‌ترین حالت ممکن هم نشان میدهد اما  باز دریچه امیدی در انتها می‌گشاید، و همچنین سعی می‌کند از ظاهر ماجرا کمی هم به عمق و باطن قصه برود، وقتی نوک پیکانش را به سمت برخی از همین مردم برمی‌گرداند و از رواج نزول‌خواری و کاسب‌مآبی و غیره صحبت می‌کند و همین را عامل بیچاره‌گی بخش دیگری از مردم می‌نامد.

محتوای فیلم "چهارشنبه 19اردیبهشت" قابل ستایش و قابل احترام است. مذمت نزول خواری و امیدبخشی به جامعه در سرتاسر این فیلم به وضوح قابل مشاهده است. از همان ابتدای فیلم این حس به مخاطب القا می شود که "هنوز آدم خوب و خیر در جامعه زیاد است."در فیلم می بینیم با اینکه شخصی که میخواهد به دیگران کمک کند خودش در گذشته زمانی که به کمک نیاز داشته کسی به دادش نرسیده،اما ازکمک به دیگران با وجود نیاز شخصی غافل نمی شود.       

"چهارشنبه 19 اردیبهشت" همه چیزش سر جای خودش است.فلمبرداری و تدوین بسیار خوبی دارد.بازی ها، قابل قبول هستند.ریتم داستانی، یکنواخت و همواره درجریان است و جنس دغدغه، از داستان بیرون نمی زند وحالت شعاری نمی گیرد.


با این اوصاف و بدون در نظر گرفتن الفاظ رکیکی که در صحنه های دعوا دیده میشود و متاسفانه معمول فیلمهای این سالها است،باید این فیلم را یکی از اتفاقات نسبتا قابل قبول سینمای اجتماعی این سال‌ها بدانیم و باید گفت: در كل فیلم«چهارشنبه 19 اردیبهشت» فیلم خوبی است.اثری که سعی کرده است مسیر بی‌نتیجه‌ی فیلم‌های چندسال اخیر را نرود و کمی موثرتر، امیدوارتر و عمیق‌تر سخن بگوید.



جمعه 1393/11/17
ن : برگی از دفتر نظر شما

یادی که همیشه بهار است...



هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود

از دماغ من سرگشته خیال دهنت

به جفای فلک و غصه دوران نرود

در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند

تا ابد سر نکشد و از سر پیمان نرود

هر چه جز بار غمت بر دل مسکین من است

برود از دل من و از دل من آن نرود

آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت

که اگر سر برود از دل و از جان نرود

گر رود از پی خوبان دل من معذور است

درد دارد چه کند کز پی درمان نرود

هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان

دل به خوبان ندهد و از پی ایشان نرود



جمعه 1393/11/17
ن : برگی از دفتر نظر شما

شرمنده! اگر ندارد اشکال، نیا!





پنجشنبه 1393/11/16
ن : برگی از دفتر نظر شما

«مرگ ماهی»؛ نگاه نهیلیستی به زندگی!



روح الله حجازی،سازنده فیلم هر چند با ترفند استفاده از بازیگران مطرح،سعی بر این داشته تا مخاطب را وادار به تماشای این فیلم کند اما به دلیل داستان فیلمش که از کشش لازم برای جذب مخاطب بهره نبرده است. فضای سرد و بی روحی که در سراسر فیلم وجود دارد نیز باعث سرخوردگی مخاطب می شود به طوری که نمی تواند با فیلم ارتباط برقرار کند.

فیلم به شدت نگاهی غربزده دارد و در ساختار وام های زیادی از فیلم های هالیوودی داشته است. این نکته مهمی است که می تواند باعث گریزان شدن مخاطبی که در فرهنگ ایرانی رشد و نمو کرده است از این فیلم باشد. «مرگ ماهی» چه از لحاظ درام و یا فرم بصری‌ و حتی بازی‌ بازیگران از فضای معمول فیلم های سینمای ایران به شدت فاصله می‌گیرد و از همین رو نمی تواند جذابیتی برای مخاطب ایرانی داشته باشد.

این فیلم پس از پایان یافتن، برای مخاطب تنها یک مفهوم می تواند داشته باشد. «پوچ گرایی»! و به شدت درصدد این است تا بیان کند تلاش انسان برای یافتن معنا در نهایت با شکست مواجه می‌شود.

سازنده نگاهی تلخ به جامعه امروز ایران داشته و با نشانه گذاری های فراوانی که روی پنج شخصیت اصلی فیلم دارد تمامی مردم جامعه امروز ایران را آدم هایی سرد تصور کرده که بدون هیچ هدفی در حال گذران زندگی هستند و امیدی به آینده ندارند.

داستان این فیلم در مورد پیرزنی است که یک روز قبل از مرگش وصیت می کند تا پنج فرزندش هنگام مرگ بر بالینش حضور پیدا کرده و تا سه روز او را به خاک نسپارند. از این رو تمامی فرزندان او به بالینش جمع می شوند. پسر بزرگ خانواده شخصیتی مذهبی دارد. پسر دیگر جزو ایرانیان مهاجر و خارج نشین است و یکی دیگر از پسران، از سنت به مدرنیته گرایش دارد. دو دختر او نیز تفاوت های چشمگیری با هم دارند. یکی از آن ها به شدت اهل فلسفه بافی های عجیب است و مدام به مسئله مرگ و هستی می پردازد و فرزند دیگر جزو زنان همیشه غر غرویی است که با همه چیز به مخالفت برمی خیزد.

هیچیک از این شخصیت ها نمی توانند با هم تعامل و مشارکت خوبی داشته باشند و مدام در حال ایراد گرفتن از یکدیگر هستند. فیلم سعی دارد درقالب یک جامعه کوچک، نشانی از جامعه امروز ایران ارائه دهد که افراد آن نمی توانند به خوبی با هم تعامل داشته باشند.

«مرگ ماهی» همچنان در زیر لایه های پنهان خود به بحث فرزند آوری که یکی از اهداف مقام معظم رهبری است اشاراتی داشته و مخاطبان خود را به سمت و سوی ادامه ندادن در راستای تولید مثل و عدم فرزند آوری تشویق می کند.

فیلم با اشاراتی که گاه و بیگاه به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم به این مهم پرداخته از جمله آنکه نشان می دهد فرزندان این زن هیچ وفایی به او نکرده اند و یا بارها از زبان دختری که ادعای فلسفه دارد این مهم بیان می شود که اصلاً چرا باید فرزندانی را به دنیا بیاورد که او را بدبخت کنند!




چهارشنبه 1393/11/15
ن : برگی از دفتر نظر شما

وقتی ارزش‌های اسلامی از متن به حاشیه می‌روند(بخش دو)



اخلاق و تهذیب نفس، مطرود و منزوی در عصر قدرت!

"شما هر چه خوف دارید، از خودتان بترسید. از اینكه مبادا - خدای نخواسته - مسیر، یك مسیر دیگر بشود و راه یك راه دیگری باشد و توجه به این چیزی كه الان هست، از دست برود و "مردمی بودن" از دستتان برود. از این بترسید كه اگر خدای نخواسته یك وقت این قضیه پیش آمد و شما از آن مردمی بودن بیرون رفتید و یك وضع دیگری پیدا كردید و خیال كردید حالایی كه من نخست وزیر، حالایی كه من رئیس جمهورم، حالایی كه من وزیر كذا هستم، باید چه و چه و چه باشم. آن وقت بدانید كه آسیب می‌بینید، آن وقت است كه خارجی‌ها به شما طمع می‌كنند."

در نظام سیاسی اسلام، به هم آمیختن "تهذیب نفس" با "قدرت و حكومت" یك اصل و قانون ثابت و تغییرناپذیر می‌باشد. ثمره این پیوند و به هم آمیختگی، مهذب شدن زمامداران و حاكمان و بهره‌وری صحیح از ابزار ریاست برای تدبیر و برنامه‌ریزی و خدمت به جامعه است، و حال آنكه اگر كنترل نفس و تهذیب آن در عرصه مدیریت كلان سیاسی تحقق نیابد، آنچه باقی می‌ماند "قدرت‌های رها" و "حاكمان خودسر" و "میدان‌های وسیع" برای فعالیت‌های مخرب ضد انسانی است و از همین روست كه فساد و تباهی توسط سلاطین و پادشاهان (1) و ستم‌ورزی توسط ظالمان و جائران (2) و تكذیب حق و تعالیم و قوانین الهی توسط قدرت‌های استكباری (3) حاصل و ثمره تلخ و مرگبار نامهذب بودن حاكمان و زمامداران است. (4)
جهاد و مبارزه با هواهای نفسانی به مهار و كنترل وسوسه‌ها و تاخت و تازهای آن منتهی می‌شود و در نهایت پاكی و طهارت نفس به عنوان ثمره و حاصل درخشان آن رخ می‌نمایاند. این حالت و مرتبه والا كه در تعالیم اسلام "تهذیب و وارستگی و آزادگی نفس" نام می‌گیرد، یك "حقیقت بزرگ" است كه در مجموعه حقایق الهی قرار دارد و بسیار شریف و دارای آثار عظیم می‌باشد. این حقیقت به گونه‌ای دارای جایگاه و نقش حیاتی و سرنوشت‌ساز می‌باشد كه خداوند متعال می‌فرماید:
"قدافلح من زكیها"
"هركس نفس خود را به تهذیب و وارستگی برساند، رستگار ابدی می‌شود." (5)
در نقطه مقابل، آلودگی و ناپاكی و ناسالمی نفس قرار دارد و این آلودگی و زیان‌ها و تباهی‌هایی كه در عرصه‌های حیات فردی و اجتماعی و سیاسی به وجود می‌آید، یك "واقعیت تلخ" است كه با فرجام نهایی انسان ارتباط و پیوند دارد، به گونه‌ای كه قرآن كریم می‌فرماید:
"وقد خاب من دسیها"
"و هر كس نفس خود را به گناهان و پلیدی‌ها آلوده گرداند به طور حتم زیانكار خواهد گردید." (6)
معصیت‌ها، ضلالت‌ها، شقاوت‌ها و خیانت‌های نفس دارای آفات و آسیب‌های فراوان در صحنه‌های حیات انسان می‌باشد...


سه شنبه 1393/11/14
ن : برگی از دفتر نظر شما

وقتی ارزش‌های اسلامی از متن به حاشیه می‌روند(بخش یک)



 "انتقاد و منتقد" در عرصه مدیریت سیاسی، مغفول و مغضوب!


"جامعه‌ای كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله وسلم) پرورش داد، ‌از عناصری آگاه برخوردار بود كه در امور مختلف به جای طرد نظرات یكدیگر، به مشورت و نظرخواهی از هم می‌پرداختند و شنیدن همه سخنان و گزینش بهترین آنها از ویژگی‌های بارز آنان بود. همچنین چنین جامعه‌ا‌ی در همان حال كه با دشمنان دین كه قصد تعارض و عداوت برای ضربه زدن داشتند با صلابت رفتار می‌كردند، با یكدیگر در اوج محبت و مهربانی به سر می‌بردند و این مهربانی و مودت در همه جلوه‌ها از جمله تحمل نظرات انتقادی و اصلاحی یكدیگر ظهور و بروز داشت."

سال‌هایی طولانی بر ما می‌گذرد كه برخی از تعالیم و ارزش‌های نظام سیاسی اسلام در میان ما رنگ باخته و ابتدا به حاشیه و سپس در محاق غفلت و نسیان رفته است. این وضعیت تلخ و متضاد با اسلام یا به صورت ناآگاهانه و یا به شكل متعمدانه در مدیریت سیاسی ما راه یافته و رشد كرده است. البته این وضع پیش از آنكه ناآگاهانه باشد، متعمدانه است و بیش از آنكه از روی غفلت و فراموشی صورت گیرد، از روی هوشیاری و آگاهی انجام می‌شود و این جای تأسف بسیار است!
چرا مایه تأسف و تحسر نباشد كه در دوران استقرار حكومت دینی، ارزش‌های اصیل و پاكی كه باید در عرصه‌های سیاسی حاضر باشند و نقش بیافرینند و راه بگشایند رو به فراموشی عامدانه می‌روند تا صحنه برای هر تاخت و تاز و رفتار و عملكرد ناشایست آماده باشد.
یكی از این ارزش‌ها كه متأسفانه به طور عمد غبار فراموشی بر آن نشانده شده و از متن به حاشیه رفته و منزوی گردیده است، "انتقاد سازنده" از برنامه‌ها و عملكردهای حاكمان و مدیران سیاسی می‌باشد.
كسی از "بیرون" بر ارزش انتقاد سالم نتاخته و آن را سركوب نكرده و از متن عرصه‌های سیاست و حكومت به حاشیه انزوا نبرده است، بلكه این ارزش والا از "درون" مورد تعرض قرار گرفته و اجازه حضور در حوزه‌های مدیریت‌های سیاسی را نیافته و عملا منزوی و بی‌خاصیت شده است.
گروهی از مدیران سیاسی و كارگزاران حكومتی عامل و مجری عملیات تعرضی و تهاجمی علیه ارزش انتقاد می‌باشند. آنان به گونه‌ای با منتقدان مواجه می‌شوند و به موضعگیری و واكنش تند و خشمگینانه می‌پردازند كه جایی برای حضور این افراد دلسوز و نقش‌آفرینی انتقادهای سازنده و راهگشایشان باقی نمی‌ماند.
انتقادگران دو دسته‌اند:
دسته اول اقشار مختلف مردم جامعه هستند كه هم از جنبه مدیریت سیاسی و هم از جنبه مدیریت اقتصادی، ضعف‌هایی را مشاهده می‌كنند و زبان به بیان آن می‌گشایند.
دسته دوم علمای دلسوخته و آزاداندیش و نیروهای صالح و ورزیده در فكر و علم و تجربه می‌باشند.
این دسته از منتقدین...



یکشنبه 1393/11/12
ن : برگی از دفتر نظر شما

جشنواره ای که بنا بود...



جشنواره فیلم فجر، توقعی که برآورده نمی شود...

شاید آرمان کسانی که جشنواره ی فیلم فجر را با تفکرات انقلابی، در آستانه ی دهه فجر و در بحبوحه ی دفاع مقدس تاسیس کردند، ایجاد یک فستیوال بزرگ برای  مستضعفین جهان  بود .جشنواره ای به دور از فحشا،جشنواره ای برای مبارزه با استکبار شرق وغرب ، وجشنواره ای برای بیان حق  وحقانیت؛ نه فیلم هایی برای تبلیغ ویا ترویج اومانیسم یا امپریالیسم یا کمونیسم زمان خود! شاید هم به زعم برخی، جشنواره  فیلم فجر جبران ناکامی سینمای ایران در سالهای آخر منتهی به انقلاب اسلامی  باشد. لکن به نظر می رسد فضای ایران پس از انقلاب با این سخنان کمی فاصله داشته باشد.  به هر ترتیب جشنواره فیلم فجر بر مبنای آرمان هنرمندان انقلابی متولد شد وبعد از فراز و فرودهای سالهای نخستین جشنواره ،کم کم شکل وشمایل انقلابی خود را بدست آورد و تبدیل به تریبون بین المللی برای بیان حقایق توسط فیلم سازان جهان شد .
اما سوال اساسی این است که توقع ایران بعد از انقلاب از جشنواره ای که بنا بود! بعنوان تابلوی بین المللی هنر انقلاب اسلامی در منظر عموم قرار گیرد چیست؟...



یکشنبه 1393/11/12
ن : برگی از دفتر نظر شما

همچو جان اندر بدن می آیدم...




بوی آن خوب ختن می آیدم         بوی یار سیمتن می آیدم

می رسد در گوش بانگ بلبلان         بوی باغ و یاسمن می آیدم

    درد چون آبستنان می گیردم            طفل جان اندر چمن می آیدم

     بوی زلف مشکبار روح قدس            همچو جان اندر بدن می آیدم

        یوسفم افتاده در چاه فراق            از شه مصر آن رسن می آیدم

من شهید عشقم و پرخون کفن           خونبها اندر کفن می آیدم...    

گوییا آن چنگ عشرت ساز یافت            تا نوای تن تنن می آیدم         

       گوییا ساقی جان بر کار شد            تا چنین می در دهن می آیدم

  یا ز شعشاع عقیق احمدی           بوی رحمان از یمن می آیدم

 یا ز بوی شمس تبریزی ز عشق           نعره‌ها بی‌خویشتن می آیدم   

شعراز:مولانا





شنبه 1393/11/11
ن : برگی از دفتر نظر شما

نقدی بر فیلم میهمان داریم...



با تماشای فیلم،در ابتـدا تصور می­ شود سازنده قـرار است به بررسـی بخشی از مسائل اجتمـاعی روز که معضلات و مشـکلات جانبـازان و خانواده­ های ایشان است، بپردازد تا به این وسیله زمینه برطرف شدن مصایب آنها فراهم شود و از طرفی هم ادای دینی به این بزرگواران و مرهمی بر آلام آنها باشد. اما تلخی و غم ­انگیزی بی­ثمر فیلم،  این پیام را منتقل می­ کند که طلبکاری این قشر جانباز چیزی غیرعادی و خارج از محدوده و زیاده خواهی است. پدر و مادری که خود در نهایت انزوای اجتماعی به سر می برند و زندگی بی روح آنها در واقع نوعی روند رو به اضمحـلال است حتی خودشان تحمـل کمی بدخلقی فرزند جانبازشان را ندارند و حتـی آنها نمی­ توانند به این فرد حق بدهند، حتماً و به طریق اولی، مخاطب هم نمی­ تواند با شخصیت جانباز همراه شده و او را نسبت به اموری که بیان می­کند، محق بداند. این خانواده و افرادش گویی مزاحم و زیادی هستند و برای آنها مرگ بهتر است از زندگی.

خانواده با وضعیت بغرنجی که در آن گرفتار هستند و کشمکش ­هایی که دارند و به ویژه با میهمان خاصی که قرار است در نیمه شعبان به خانه شان بیاید، نماد جمهوری اسلامی ایران است. ایرانی که سالها پیش خودخواسته به جنگ رفت و حالا تاب تحمل عواقب کاری را که کرده، ندارد. جنگ باعث شد ایران، نیروی جوان و نشاط و سرزندگی خود را از دست بدهد و در مقابل چیزی جز خمودی و رخوت، به دست نیاورد. حالا این سرزمین در تقابل با توسعه تمدن جهانی، قرار گرفته و توانی برای همراهی و هم­دوشی با آن را ندارد. سرانجامِ چنین وضعی، چیزی نیست جز نابودی و حرمان.

این نگاه تلخ ضد جنگ که پشت چهره آرام و ملایم فیلم، پنهان شده و سعی دارد مخاطب را با خود همراه کند، گویا بی خبر است از آنکه، مردم این سرزمین، رضاها و رضاها و رضاها، به جنگ نرفتند بلکه از خاک و ناموس و هویت خود دفاع کردند، کاری که هر جانداری در برابر تهاجم به حریم خود، آن را انجام می­ دهد. تلخ­تر از وضعیت غم ­انگیز جانبازان و خانواده­ های محترمشان و خانواده­ های محترم شهدا، نگاه تلخی است که فیلمساز به این پدیده خاص دارد؛ نگاهی که ماوقع آن هشت سال را جنگ می ­انگارد و واضح است که از جنگ چیزی جز تلخی و تلخکامی، بر نمی­ آید. اما اگر نگاهی واقعی به دفاع مقدس هشت ساله و بازماندگان آن دوران داشته باشیم، خواهیم دید که آنها مردمانی هستند که هر رنج دنیایی را به جان و دل می ­خرند تا عزت و شرافت خود را حفظ کنند و در مسیر گذشته و امروز و آینده خود، هرگز پیروزمندی خود را از دست نمی­ دهند. به دلیل همین نگاه تلخ است که نیمه دوم فیلم به­ رغم آنکه سرشار از سرخوشی و آرامش است، کارآیی مناسبی پیدا نمی­ کند. برای مخاطب کاملاً واضح است که این زیبایی­ها واقعی نیست، بنابراین فایده ­ای هم در پی ندارد و بیشتر یک «ای کاش» بزرگ است و نیمی از فیلم را به خود اختصاص داده است.

http://mkhoshniat.persianblog.ir/post/53/




شنبه 1393/11/11
ن : برگی از دفتر نظر شما

در سوگ رحلت بانو(علیهاسلام)





چهارشنبه 1393/11/8
ن : برگی از دفتر نظر شما

عید میلاد امام حسن عسگری (علیه السلام) مبارک باد...



آن دلبری که بندگی ات را روا نوشت
مارا غلام حلقه به گوش شما نوشت
روز ازل مربی اشراق عاشقی
نام ترا به صفحه ی دلهای ما نوشت
آن خالقی که مهر تورا مُهر سینه ساخت
با لوح دل حدیث ترا آشنا نوشت
با جوهر طلا به شبستان آسمان
وصف ترا به خط جلی کبریا نوشت
با جان و دل ولایت تو خو گرفته است
خلاق عشق بندگی ات را سزا نوشت
صدها طواف،بی تو نیارزد به ارزنی
چون کعبه را به کوی شما مبتلا نوشت
بعد از خدا کریم ترینی امام من
از بس خدا به دست کریمت ثنا نوشت
آن خالقی که عادت احسان دهد ترا
دل را گدای سامره ی هل اتا نوشت
شعر از:محمودژولیده


جمعه 1393/11/3
ن : برگی از دفتر نظر شما

"لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْکَرِهَ الْمُشْرِکُونَ"



اَعوذُبِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
"هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی‏ وَدینِ الْحَقّ‏ِ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْکَرِهَ الْمُشْرِکُونَ"


"او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین درست فرستاد، تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند؛ هر چند مشرکان خوش نداشته باشند."
(آیه 33 سوره مبارکه توبه)

شیخ صدوق(ره)، از امام صادق(علیه السلام)، در تفسیر این آیه نقل می¬کند:

«وَ اللَّهِ مَا نَزَلَ تَأْوِیلُهَا بَعْدُ وَ لَا ینْزِلُ تَأْوِیلُهَا حَتَّی یخْرُجَ الْقَائِمُ(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فَإِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ لَمْ یبْقَ کَافِرٌ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ وَ لَا مُشْرِکٌ بِالْإِمَامِ إِلَّا کَرِهَ خُرُوجَهُ حَتَّی لَوْ کَانَ کَافِرٌ أَوْ مُشْرِکٌ فِی بَطْنِ صَخْرَةٍ لَقَالَتْ یا مُؤْمِنُ فی بَطْنِی کَافِرٌ فَاکْسِرْنِی وَ اقْتُلْهُ»

«به خدا سوگند! هنوز تأویل این آیه نازل نشده و نخواهد شد، تا آنکه قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) خروج کند...
( کمال‏ الدین و تمام النعمة، ج، 2‍، ص670)


یکشنبه 1393/10/28
ن : برگی از دفتر نظر شما

باید که بر تمام جهان رهبری کنی...



والا مقام آمده ای سروری کنی
چهره به ما نشان بدهی دلبری کنی

درآسمان عشق بتابی و گردِ خویش
منظومه ی دل همه را مشتری کنی

تو جلوه ی کمالی و با روشنائی ات
باید که جامه بر تن حورو پری کنی

باید که خاک با نظرت کیمیا شود
باید که بر تمام جهان رهبری کنی

تو واژه ی مطهرعشقی که آمدی
از جهل و تیرگی همه کس را بری کنی

والامقام، حضرت خورشید بی گمان
از شرق تا به غرب زمین ، سروری کنی

نامت محمد(ص) است و محبت مرام تو...
بر قلب های عاشقمان مهتری کنی... 

حسن ختام این غزلم ربّنای توست
ای کاش با تبسم خود داوری کنی

(سیدمهدی نژادهاشمی)


یکشنبه 1393/10/28
ن : برگی از دفتر نظر شما

خیال از تو گفتن داشتم، اما زبان گم شد



" لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْكُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ "
  • هر آینه پیامبری از خود شما بر شما مبعوث شد ، هر آنچه شما را رنج می دهد بر او گران می آید سخت به شما دلبسته است و با مؤمنان رئوف و مهربان است.
  • (سوره مبارکه توبه آیه شریفه 128)


  • از آن روزی كه جانت را ، اذان جبرئیل آكند

    خروش صور اسرافیل در گوش اذان گم شد

    تو نوح نوحی اما قصه ات شوری دگر دارد

    كه در طوفان نامت كشتی پیغمبران گم شد 

    شب میلاد در چشم تو خورشیدی تبسم كرد

    شب معراج زیر پای تو صد كهكشان گم شد

     ببخش ای محرمان در نقطه خال لبت حیران 

    خیالِ از تو گفتن داشتم ، اما زبان گم شد.

  • شعراز:علیرضاقزوه




جمعه 1393/10/26
ن : برگی از دفتر نظر شما

من گم شده ام بگرد پیدایم کن...





ای عاشق شب نورد پیدایم کن
 ای مرد همیشه مرد پیدایم کن 
ای عابر کوچه گرد فانوس به دست  
من گمشده ام بگرد پیدایم کن ...
سعید بیابانکی



یکشنبه 1393/10/21
ن : برگی از دفتر نظر شما

نقدی بر: متولیان فرهنگ، فرهنگ عمومی،سینمای کمیت گرا



دیروز در پایگاه خبری تحلیلی  میدان ۷۲ ، متنی تحت عنوان "عقاب ها همچنان پرمخاطب ترین فیلم تاریخ ایران"(http://72sq.com/36584)  خواندم:
...این روزها و با عبور «شهر موش‌ها ۲» از مرز هفت میلیارد تومان بار دیگر حساب و کتاب‌ها برای تعیین پرفروش ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب به راه افتاده...

به خاطر آوردم دوستی در (http://mkhoshniat.persianblog.ir/post/47) نوشته:                                                                                                                                                                                                                                              

بسم الله الرحمن الرحیم       

کودکان و نوجوانان، همواره از مهم­ترین مخاطبان سینما هستند اما این روزها هر چه در آثار سینمایی دقت بیشتری می­ کنیم، کمتر فیلمی پیدا می ­شود که بتوان دیدن آن را به کودکان و نوجوانان توصیه کرد و اگر بخواهیم کمی صادق­تر باشیم باید بگوییم دیدن فیلم­ هایی که تولید می شوند اصلاً برای نوجوانان و کودکان مناسب نیست. این در حالی است که خانواده ­ها به عنوان تفریح، فرزندان خویش را به سینما می­برند و آنها را میهمان دیدن فیلم­ هایی می­ کنند که نه تنها چیزی بر دانش و اعتقاد آنان نمی ­­افزاید بلکه آنها را در آنچه هستند نیز، دچار تردید و سست می کند.

شاید بتوان نسبت به این امر،‌ دو گروه اصلی برای فیلم ­ها در نظر گرفت؛ دسته­ اول فیلم­هایی که از نظر محتوایی برای بچه­ ها نامناسب هستند و دسته دوم فیلم­ هایی که در سر و شکل و ظاهر، تصویری نامناسب را ارائه می­ دهند. این تقسیم ­بندی از طرفی هم شامل فیلم­ هایی با موضوعات مرتبط با کودکان و نوجوانان می­ شود و هم شامل عموم فیلم ها است. به عنوان نمونه از بین آثار سال­ های اخیر می­ توان این مثال­ ها را به خاطر آورد: «هیس دخترها فریاد نمی­ زنند» که نامناسب بودن موضوع آن برای بچه­ ها بسیار واضح و آشکار بود، «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران...» که علاوه بر محتوای نامناسب، دیالوگ­ های بسیار زشت و زننده و مغایر اخلاق و ادب دارد، مسأله­ ای که در بسیاری از فیلم ­های دیگر مثل «کلاشینکف» و حتی فیلم­ هایی با محتواهای نسبتاً مفید مثل «اخراجی­ ها 1»، وجود دارد. اینها تنها ذکر اشاراتی است به عنوان مشتی نمونه خروار.

تأسف بیشتر درباره آثاری است که با ادعای ژانر کودک ساخت و اکران می شوند. اکثر این آثار، به شدت از محتوای سالم کناره گرفته و به بهانه ایجاد جذابیت و یا شادی کودکان، ساز و آواز و تصاویر محرک، نامناسب و غریب از فرهنگ عمومی کشور را به تصویر کشیده­ اند، مانند فیلم­ های «سلام بر فرشتگان»، «اختاپوس»، «شهر موش­ ها 2». به نحوی که اگر والدین کمی در زمینه تربیت اخلاقی و اسلامی برای فرزندانشان کار کرده باشند و کودک و نوجوان، پرورش­ یافته در بستری سالم باشد، این فیلم ­ها با توجه به تنقضات موجود، جذابیتی برای بچه­ ها نخواهد داشت.

با یک مقایسه ساده میان فیلم­ هایی که اکنون تولید می­ شوند و تولیدات دهه شصت و هفتاد، این امر واضح­تر می­ شود. فیلم­ های آن دو دهه اگرچه خالی از اشکال نبودند و صریحاً می­ توان محتوای برخی از آنها را مخرب و نامناسب دانست، اما در مقایسه با آثار اخیر سینمای ایران قابلیت بیشتری برای دیدن داشتند. حتی برخی از آثار ارزشمند آن دوره همچون فیلم­ های دفاع مقدس همچنان شاخص و مثال ­زدنی هستند. در آن دوران حداقل داستان و نوع موسیقی فیلم ­های ژانر کودک که تعدادشان بسیار بیشتر از امروز بود، مانند «مدرسه پیرمردها»، «سفر جادویی»، «دزد عروسک­ ها»، «گربه آوازه ­خوان»، «کلاه ­قرمزی 1» و...، کودکانه بود، نه مانند  فیلم ­های این روزها، راک و رپ و جاز و عاشقانه! ارتباط برقرار کردن با همان فیلم ­ها باعث شد عده­ ای از کودکان آن زمان، به سینما علاقمند شوند و با کمک همین فیلم­ ها، جهان و پیرامون خود را بهتر بشناسند. اما اکنون شاید بهترین لطفی که بتوان در حق کودکان و نوجوانان این سرزمین کرد، منع کردن آنها از دیدن فیلم های روز است.

نکته مهمی که در این زمینه وجود دارد این است که دیدن فیلم، آنچنانی که برخی گمان می­ کنند، صرفاً برای گذران وقت نیست، تا به هر طریق ممکن کودکان و نوجوانان را سرگرم کنیم. آنچه از آن غفلت شده این است که بچه­ ها نیاز دارند به تماشای فیلم­ هایی بنشینند فراتر از دنیای کودکانه خودشان، فیلم­ هایی که به گذر آنها از دوران کودکی و نوجوانی کمک کرده و آنها را وارد دنیای دیگری کند.

اما سؤال اساسی این است که آیا می­ توانیم کودکانمان را از دیدن این فیلم­ ها منع کنیم؟ و اگر می ­توانیم آیا درست است که این شیوه را انتخاب کنیم؟ و اگر درست نیست، که نیست، چه باید بکنیم؟ بهترین اقدام و عملکرد ما در این راستا چیست؟ شاید تکلیف ما با انیمیشن های اعجاب­انگیز و خیره­کننده هالیوودی مشخص­تر باشد، چرا که تفاوت فرهنگ و دین و آیین سازنده آنها کمک  خوبی است برای توضیح دادن به فرزندان مسلمانمان تا به آنان بفهمانیم هرچه می­بینند درست نیست، برای اینکه آنها را متوجه مقاصد اصلی سازندگان این انیمیشن ها کنیم. اما به راستی در قبال فیلم­ های ساخت میهنمان چه توضیحی برای کودکان وجود دارد؟

شاید تجربه شخصی نگارنده از تأثیر فیلم بر روی کودکان معصوم، این همه نگرانی را به وجود آورده است. وقتی ترس از گربه به خاطر فوبیا و همذات پنداری با موش ­ها می­ تواند کودکی را چنان تحت تأثیر قرار دهد که دشمنی آنها را در هنگام دیدن «شهر موش ها 1» تاب نیاورد و تمام طول فیلم را گریه کند، قطعاً تماشای صحنه ­های نامناسب برای کودکان و یا شنیدن موسیقی­ های مهیج و الفاظ ناشایست، بر جان و روان لطیف آنان تأثیر خواهد گذاشت و پایه­ های تربیت دینی و اخلاقی آنها را سست خواهد کرد.

شاید بحث­ های تئوری به تنهایی در این زمینه ناکارآمد باشد چون ما قرار است و باید، کاری بکنیم. به راستی چه راهکاری برای مصون ماندن این افراد معصوم جامعه از اینچنین آسیب­ هایی، وجود دارد؟ مسؤلان فرهنگی چه نقشی در به وجود آمدن این وضعیت و اصلاح آن دارند؟ آیا هنرمندان و فیلمسازان رویکرد مناسبی در قبال این موضوع دارند؟ آیا کسی به فکر تغذیه مناسب فرهنگی نسل آینده ایران اسلامی هست؟ برای بهبود این شرایط نابسامان، چه باید کرد؟

متأسفانه ظاهراً مهم­ترین مؤلفه در ساخت و نمایش فیلم،‌ برای مسؤل و هنرمند، بالا بردن رقم فروش و بازخورد مالی است و نه چگونگی اثرگذاری آن.


به راستی چه راهکاری برای مصون ماندن این افراد معصوم جامعه از اینچنین آسیب­ هایی، وجود دارد؟


مسؤلان فرهنگی چه نقشی در به وجود آمدن این وضعیت و اصلاح آن دارند؟


آیا هنرمندان و فیلمسازان رویکرد مناسبی در قبال این موضوع دارند؟


آیا کسی به فکر تغذیه مناسب فرهنگی نسل آینده ایران اسلامی هست؟


برای بهبود این شرایط نابسامان، چه باید کرد؟





شنبه 1393/10/20
ن : برگی از دفتر نظر شما

شیار 143



در  یک قطره از هزاران ( mkhoshniat.persianblog.ir ) میخوانیم که:

بسم الله الرحمن الرحیم


 

اتفاق خوبی که کمتر می بینیم ولی شیار 143 آن را دارد: فضای روستا با آدمهای ساده و صمیمی. کسانی که شاید مهمترین نقشها را در حوادث و وقایع کشور، دارند اما به ندرت دیده میشوند. مخصوصاً در فیلمهای این سالهای اخیر که پا را فراتر از محدوده آپارتمان نشینی و پایتخت زیستی، نمی گذارند. فیلم تصویرگر بخشی از نقش اجتماعی ـ انقلابی کسانی است که امام خمینی رحمه الله همواره تأکیید و توجه فراوان نسبت به آنها داشتند، حضور مستضعفان و پابرهنگان، در مسیر ساختن انقلاب. حضور ساده دلانی که مدرنیته سعی در نابودی و تحقیر آنها دارد ولی همانها هستند که در کمال بی ادعایی و در نهایت صداقت و خلوص، پاسدار ارزشهای دینی و ملی این سرزمینند. شیار 143، جدای از محتوایی که دارد، هم، به خوبی این فضا را ترسیم کرده است. به تبع همین مسأله بازیهای بازیگران هم شکلی متفاوت به خود گرفته، شکلی بسیار متفاوت از اغلب نمونه های روز که بیشتر نمایشی از شبه مانکنی است تا بازیگری.

منصوره خوش نیت



جمعه 1393/10/19
ن : برگی از دفتر نظر شما

با کدامین چاه نجوا میکنی...



اماما،

با کدامین چاه نجوا میکنی؟

هَل مِن ناصرِ یَنصُرُنی؟

یارانت کو؟

لبیک گویت کجاست
؟




زان شبی که وعده دادی روز وصل،روز وشب را میشمارم روز وشب



پنجشنبه 1393/10/18
ن : برگی از دفتر نظر شما

یا صادق آل رسول (علیه السلام)





كان أمیرالمؤمنین صلوات الله علیه یقول :
(أفضل العبادة العفاف .)

امام جعفر صادق علیه السلام: امیرالمؤمنین علیه السلام  می فرمود :

(بهترین عبادت عفت است .)

(اصول كافی ، ج 3 ، ص 125)



پنجشنبه 1393/10/18
ن : برگی از دفتر نظر شما

به رسول مهربانی (صلی الله علیه و آله وسلم)




شعر اگر از تو نگوید همه عصیان باشد

زنده در گور غزلهای فراوان باشد

نظم افلاک سراسیمه به هم خواهد ریخت

نکند زلف تو یک وقت پریشان باشد

سایه ی ابر پی توست دلش را مشکن

مگذار این همه خورشید هراسان باشد

مگر اعجاز جز این است که باران بهشت

زادگاهش برهوت عربستان باشد

چه نیازی ست به اعجاز، نگاهت کافی ست

تا مسلمان شود انسان اگر انسان باشد

فکر کن فلسفه ی خلقت عالم تنها

راز خندیدن یک کودک چوپان باشد

چه کسی جز تو چهل مرتبه تنها مانده

از تحیر دهن غار حرا وا مانده

عشق تا مرز جنون رفت در این شعر محمد

نامت از وزن برون رفت در این شعر محمد

شأن نام تو در این شعر و در این دفتر نیست

ظرف و مظروف هم اندازه ی یکدیگر نیست

از قضا رد شدی و راه قدر را بستی

رفتی آنسوتر از اندیشه و در را بستی

رفتی آنجا که به آن دست فلک هم نرسید

و به گرد قدمت بال ملک هم نرسید

عرش از شوق تو جان داده کمی آهسته

جبرئیل از نفس افتاده کمی آهسته

پشت افلاک به تعظیم شکوهت خم شد

چشم تو فاتح اقلیم نمی دانم شد

آنچه نادیده کسی دیدی و برگشتی باز

سیب از باغ خدا چیدی و برگشتی باز

شاعر این سیب حکایات فراوان دارد

چتر بردار که این رایحه باران دارد...

شعر از:سیدحمیدرضابرقعی




چهارشنبه 1393/10/17
ن : برگی از دفتر نظر شما

نگاهى به راهبردهاى ارزشى پیامبر(صلی الله علیه وآله)درمسیر وحدت اسلامى (بخش سوم)



3- راهبردهاى اجتماعى و فردى

الف) حمیت عربى و حس مشترك                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                          

بهره ‏بردارى پیامبر اكرم ‏صلى الله علیه وآله از اخلاق و خصوصیات روحى عرب جاهلى در جهت اهداف توحیدى و بویژه تحقق وحدت اسلامى، یكى دیگر از راهبردهاى ارزشى به شمار مى ‏آید.

ظرفیت‏ هاى روحى جامعه آن زمان در تمامى شرایط اجتماعى خاص خود تنیده شده بود و پیوندى مستحكم با پیشینه تاریخى ‏اش داشت; سعى پیامبرصلى الله علیه وآله این بود كه قابلیت‏ها را به سمت مطلوبیت‏هاى موردنظر هدایت كند و به نوعى، آمیزه‏ هاى اخلاقى نوینى به وجود آورد. بدین‏سان پیامبر عزیزصلى الله علیه وآله از این امكانات اخلاقى و روحى براى پدیدآورى یك همگرایى دینى و استحكام علایق مشترك اعراب در جهت آرمانهاى امت واحده استفاده مى ‏كند.

روحیه تعصب و حمیت عربى، تعهد و وفاى به عهد و پیمان، شجاعت و دلاورى یا میهمان‏ نوازى، نمایانگر شاخصه ‏هاى اجتماعى اعراب جاهلى شده است: «اذ جعل الذین كفروا فى قلوبهم الحمیة حمیة الجاهلیة...» (فتح /26)

و در همین حركت پیامبر اكرم ‏صلى الله علیه وآله اصلاح و بهسازى ارزشهاى حاكم در چارچوب نظام ارزشى اسلام را یكى از كلیدهاى رویكرد اتحاد اسلامى مى ‏داند. به این صورت كه...



چهارشنبه 1393/10/17
ن : برگی از دفتر نظر شما

هفته وحدت با جشنواره مردمی فیلم عمار



از این روزهای جشنواره عمار چه خبر؟



در روزهای ابتدایی جشنواره عمار آثار داستانی کوتاه و بلند فراوانی روی پرده رفت. با این حال بودند تعدادی آثار که بیش از بقیه توجه مخاطبان را به خود جلب کردند. یکی از مهمترین آثار "روزهای خرداد" بود که محصولی است از مرکز مستندسازی حوزه هنری. اثری مستند که مستقیما می خواهد واقعه نگاری داشته باشد از اتفاقات خرداد 88 تا اتفاقات خرداد 92 و در این واقعه نگاری نیز می کوشد به سراغ چهره های منتسب به اردوگاههای انتخاباتی این دو انتخابات رفته و نظرات صریح و بی پرده آنها را به تصویر بکشد. "روزهای خرداد" همه اهمیت خود را از رویه متعادلی می گیرد که در اثر وجود دارد و برای همین است که حتی مخاطبانی وابسته به اصلاح طلبان که با گارد بسته به تماشای فیلم آمده بودند نیز نتوانستند از لحن روایی اثر گاف بگیرند.



( تعداد کل صفحات: 8 )

[ ... ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ]